X
تبلیغات
فیلوسوفیا
ارتباط موثردرمحیط های آموزشی

 

 

 

چگونگی ارتباط معلم و دانش آموز

به طور کلی ارتباطات انسانی را به دو مقوله کلامی و غیرکلامی تقسیم می کنند. بیشتر متخصصان تعلیم و تربیت، ارتباط را نوعی رابطه دوطرفه می دانند، هر چند که رابطه یکطرفه نیز ممکن است وجود داشته باشد. ارتباطات معلم شاگرد هر دو ویژگی را دارد. هم کلامی و هم غیرکلامی است.

 

 

 

چگونگی ارتباط معلم و دانش آموز

به طور کلی ارتباطات انسانی را به دو مقوله کلامی و غیرکلامی تقسیم می کنند. بیشتر متخصصان تعلیم و تربیت، ارتباط را نوعی رابطه دوطرفه می دانند، هر چند که رابطه یکطرفه نیز ممکن است وجود داشته باشد. ارتباطات معلم شاگرد هر دو ویژگی را دارد. هم کلامی و هم غیرکلامی است. معمولاً دوطرفه و گاه یکطرفه است که می توان به شکل زیر ارتباط دورانی را نشان داد:

در این حالت ارتباط هم برای فرستنده و هم برای گیرنده آموزنده است زیرا بازخورد دریافت می کنند.

هرگاه معلم مطرح کننده سؤال یا اظهارکننده پیام و مطلبی است باید در نهایت بداند و اکنش شاگردان نسبت به آن چه بوده است(بازخورد). عمده ترین مسأله و مهمترین مهارت هنگام تدریس، برقراری ارتباط صحیح میان معلّم و شاگردان است. چنانچه این رابطه به خوبی برقرار شود، هدفهای آموزشی با کیفیت و سهولت بیشتری تحقّق می یابند. برقراری ارتباط دارای اصول و فنون شناخته شده ای است که آشنایی با آنها برای معلّمان ضرورت دارد. برخلاف روابط جامد مکانیکی، رابطه معلم با شاگردان در کلاس درس از نوع روابط پیچیده انسانی است و در برقراری ارتباط انسانی عوامل متعدد و گوناگونی موثرند. در این مقاله به معرفی اصولی روانشناختی می پردازیم که معلم با رعایت آنها می تواند در کلاس درس با دانش آموز روابطی سالم با پیامهایی سالم که به شخصیت دانش آموز در موقعیتهای مختلف لطمه نزند، برقرار کند.

● عوامل اساسی ارتباط

معلم نقش مهمی در سلامت فکری و روانی دانش آموزان دارد. به طوری که مطالعات نشان داده است دانش آموزان معلمان متعادل، از تعادل روانی و آرامش بیشتری برخوردارند. <فاندرز> در تحقیقی بر روی ۱۹۶۵ دانش آموز در مورد اثر رفتار معلم روی دانش آموزان مطالعه و مشاهده کرد که در بسیاری از موارد رفتار غیرمستقیم معلم مانند جایزه دادن، قبول عواطف دانش آموز و ... موثرتر از رفتار مستقیم مانند سخنرانی، بحث و... است. آنچه در ارتباط بالغ کودک مهمترین موضوع محسوب می شود، کیفیت فرآیند آن است. کودک مستحق دریافت پیامهای سالم از بالغ است. سلامت روانی بستگی به این دارد که شخص به واقعیتهای درونی خویش اعتماد کند. چنین اعتمادی در فرآیندهای خاصی تولید می شود که ما در اینجا نمونه ای از این اصول را ذکر می کنیم. یکی از اصولی که آن را اصل اساسی ارتباط می نامیم بیانگر این است که معلم موفق کسی است که به موقعیت دانش آموز توجه می کند و معلم ناموفق آن است که منش و شخصیت دانش آموز را مورد قضاوت قرار می دهد. تفاوت اصلی میان ارتباط مؤثر و نامؤثر همین است.

به عنوان مثال دانش آموزی فراموشی می کند کتابی را به کتابخانه برگرداند که معلم موفق در برخورد با چنین دانش آموزی می گوید: موعد امانت تمام شده و کتاب باید به کتابخانه برگردانده شود. اما معلم ناموفق در این نوع ارتباط می گوید: تو خیلی بی مسئولیتی و همیشه تأخیر داری؟ و ... یعنی این که معلم با منش و شخصیت دانش آموز برخورد می کند و موجب عدم تعادل روحی و فکری و عدم ارتباط صحیح و منطقی میان خود معلم و دانش آموز می گردد و بر همین اساس باید همیشه درباره موقعیت صحبت شود نه درباره شخصیت دانش آموز.

● پیامهای ناموفق و غیراصولی

پیامهای معمولی که معلمان در برخورد با دانش آموزان می دهند به چهار دسته تقسیم می شود:

▪ پیام های حاوی راه حل: در این پیامها معلم راه حل مشکل را خودش ارائه می دهد و انتظار دارد دانش آموز خریدار آنها باشد اما دانش آموز ممکن است همانطور که به او دستور داده شده و کاری را که معلم خواسته انجام ندهد طوری انجام دهد که معلم متوجه آن نشود.

▪ پیام های حاوی تحقیر: این پیامها که دانش آموز را بدنام می کند از نوع قبلی بدتر هستند. چون شخصیت او را مورد حمله قرار می دهد یا اعتماد به نفسش را جریحه دار می سازد. مثل اینکه معلم به دانش آموز در جمع او بگوید: چرا توی کلاس اینقدر حرف می زنی؟ چطور می خواهی آخر سال قبول شوی و... چنین پیامها و هزاران نوع دیگر که روزانه به گوش دانش آموزان می رسد، نشان می دهد که دانش آموز آدم مسأله سازی است این گونه پیامها و پیامهای حاوی راه حل اجازه نمی دهند که دانش آموز بیاموزد که معلم هم آدم است و دارای نیازها و احساسات انسانی است. لذا پیامهای تحقیرآمیز یا بی ارزش تلقی می شوند و ممکن است موجب بروز تغییر مثبتی در رفتار نشود و دانش آموز در مورد شخصیت معلم نظرات منفی پیدا کند یا به عنوان دلایل بیشتر بر عدم لیاقت خود، از طرف دانش آموز به دل گرفته شود.

▪ پیام های غیرمستقیم: اینگونه پیامها از قبیل شوخی کردن، سر به سر گذاشتن و ... است. مثل اینکه امیدوارم بزرگ شدی معلم بشی و گیر یک کلاس صد نفره با شاگردهای مثل خودت بیفتی؟ به دلیل نجابت نسبی این دسته از پیامها برای معلمان وسوسه فرستادن آنها همیشه وجود دارد. اما به ندرت مؤثرند زیرا این پیامها اغلب مورد درک قرار نمی گیرند. حتی وقتی هم بگیرند دانش آموز از طریق آنها می فهمد که معلم صریح نیست بلکه غیرمستقیم و موذی است.

▪ پیام های موفق و اصولی: پیام هایی هستند که به صورت متن پیام است یعنی با من شروع می شوند مثل اینکه اگر دانش آموز وسط حرف معلم شروع به حرف زدن کرد، معلم به صورت صحیح می تواند با پیام من به او بگوید که دوست دارم حرفم را تمام کنم ولی اگر بخواهد به صورت تو پیام عمل کند به او می گوید که تو خیلی بی ادبی؟ چرا وسط حرف معلم حرف می زنی؟ لذا پیام های موفق که به صورت متن پیام شروع می شوند به دو دلیل می توان پیام مسئولانه نامید: ۱ معلمی که پیام من می فرستد مسئولیت شرایط درونی خود را به عهده می گیرد. ۲ پیام من، مسئولیت رفتار دانش آموز را به عهدهِ خود دانش آموز می گذارد.

● ویژگی های یک ارتباط سالم

▪ برچسب زدن ممنوع

در تربیت، جایی برای جملات متداول و بی شماری که در آنها بیماری تشخیص داده می شود و یا آینده پیش بینی می شود، نیست.

جملاتی چون تو خیلی بی مسئولیتی، تو آدم بشو نیستی، شما همه مردم آزارید، نفهمید، کله پوکید و .... جملاتی غلط محسوب می شوند. زیرا برچسب هایی را به دانش آموز می چسباند که باعث منفی شدن خودپنداری وی می شود.

این پیشگویی های معلم باعث بوجود آمدن شکافهای روانی در زندگی کودکان می شود که بسیار خطرناک است. معلم قدرت مهیبی دارد که می تواند بذرهای شک و تردید را درباره سرنوشت دانش آموز در ذهن وی بکارد.

اشخاص محترم هرگز به طور غیرعمدی توهین نمی کنند. در ارتباط میان معلم و شاگرد، جایی برای اظهارنظر مخرب نیست. معلم حرفه ای، از اظهارنظرهایی که به عزت نفس دانش آموز آسیب می زند، می پرهیزد.

▪ بسیاری از معلمان در برخورد با دانش آموزان بدرفتار از کلمات نیشدار و زننده استفاده می کنند. برخورد غیرجدی و مسخره آمیز بعنوان یک وسیله کنترل و یا به عنوان عکس العمل معلم، در مقابل دانش آموزان یک مورد تهدید به حساب می آید. به ویژه برای دانش آموزان خردسال که از معنای شوخی بزرگسالان درک درستی ندارند، شوخی را نوعی مسخره کردن در نظر می گیرند که هدف آن دست انداختن است. البته این به این معنا نیست که کلاس باید دارای جوی خسته کننده و بی نشاط باشد، بلکه دانش آموزان، نباید موضوع شوخی باشند، حتی اگر در نظر اول بی ضرر تشخیص داده شود.

▪ مهربانی را با سختگیری ترکیب کنید. بچه همیشه باید احساس کند شما دوست او هستید در عین حال شاید انتظار برخی رفتارها را از او ندارید.

▪ رسیدگی به مسائلی را که به نظر می رسد به زمان تدریس شما لطمه می زند به وقت دیگری موکول کنید. سعی کنید روابط خود را با دانش آموزان بهتر کنید یا حداقل آن را تخریب نکنید. هر مسأله حل نشده ای را پیگیری کنید.

▪ معلمانی که به هنگام مواجه شدن با دانش آموزان دارای خلق و خوی ثابت و آرامی باشند، احتمال بسیاری دارد که ارتباط خود را با دانش آموزان افزایش دهند. دانش آموزان دوست دارند تکیه به معلمانی کنند که با ثبات و قابل پیش بینی اند.

▪ معلمانی که خواهان یک ارتباط مثبت و کارآمد با دانش آموزان خود هستند، باید به دانش آموزان این میل را از طریق نشان دادن توانایی آنان به خودشان انتقال دهند. یک راهکار این است که معلم تکالیفی با سطح دشوار متوسط تعیین کند. در واقع تعیین تکالیفی که تواناییهای حاضر دانش آموزان را بدون خطر شکست گسترش می دهد تا حس اعتماد به نفس را به دانش آموز انتقال دهد.

● راهکارهای شبه اجباری برای همکاری دانش آموز با معلم

▪ محترم شمردن خودمختاری دانش آموز: دانش آموز هر چه بیشتر خودمختاری داشته باشد کمتر خصومت می ورزد. زیرا وابستگی شاگرد به معلم خود، موجب خصومت ورزیدن می شود. دانش آموز هر چه بیشتر اعتماد به نفس داشته باشد، کمتر نسبت به دیگران احساس انزجار خواهد کرد. معلم باید برای کاستن خصومت و دشمنی دانش آموز در مواردی که به زندگی دانش آموز در مدرسه مربوط می شود به او حق اظهارنظر بدهد.

▪ پرهیز از دستور دادن: راه دیگر جلوگیری از خودسری، پرهیز از دستور دادن است. اگر معلم در ارتباط خود با دانش آموز احترام نشان دهد و به عزت نفس دانش آموز لطمه نزند، دانش آموز کمتر مقاومت خواهد کرد.

▪ چیزی را که نمی توانیم در واقعیت به دانش آموز بدهیم در خیال به او بدهیم. مثال: بچه ها سرخانم معلمی را شلوغ کرده و می خواهند همه، نقاشیشان را به معلم نشان دهند. اگر بگویم که بنشینید سرجایتان من که ۱۰۰ تا چشم ندارم همه را باهم نگاه کنم. اشتباه است بلکه باید بگویم دلم می خواست همه نقاشیهای قشنگتان را باهم ببینم، اما حالا بنشینید سر جایتان، من خودم می آیم، نقاشی هایتان را می بینم.

● نکات قابل توجه در تمجیدی که میان معلم و دانش آموز ایجاد می شود

▪ در تمجید، از اعمال مشخص فرد قدردانی کنید و صفات و منش فرد، نباید ارزیابی شود.

▪ تمجیدی که ارزیابی کند مطلوب نیست. این تمجید چه بسا ناقل این مفهوم باشد به عنوان نمونه با این جمله از سوی معلم به دانش آموز می توان تعبیر کرد: که ما از رفتار خوب شما انگشت به دهان مانده ایم، انتظار داشتیم بدرفتای کنی. کودکان اغلب پیرو این انتظار ما می شوند و رفتارشان را براساس آن تنظیم می کنند.

▪ تمجید نباید ارزیابی کننده و تکبرآمیز باشد.

▪ فقط تمجیدی که منش دانش آموز را مورد قضاوت قرار نمی دهد یا شخصیت او را مورد ارزیابی قرار نمی دهد، موقعیت امنی برای وی پدید می آورد تا بتواند بدون احساس ترس خطا کند و بدون احساس اضطراب بر کیفیت عمل خویش بیفزاید.

▪ قاعده اصلی در تمجید آن است که بدون آنکه ارزیابی کنید به توصیف بپردازید یعنی اینکه گزارش بدهید. قضاوت نکنید. بگذارید خود دانش آموز خودش را ارزیابی کند.

▪ تشویق باید به گونه ای باشد که اعتقاد و باور کودک را نسبت به خودش تقویت کند. تنها کسانی قادر به تشویق کودکند که کودکان را همانگونه که هستند قبول داشته باشند یعنی باید برای پیشرفت تلاش کنید نه برای کمال گرایی.

▪ وقتی تعریف و تمجید از سوی معلم از روی قصد و به صورت شیوه ای برای تأثیر نهادن بر شاگرد برای انجام کار یا رفتار بخصوصی که مورد نظر معلم است؛ انجام می گیرد ممکن است شاگرد آن را به عنوان زورگویی و عدم صمیمت استنباط کند یعنی کاری کند که در درجه نخست به قصد رسیدن معلم به هدفش صورت گرفته است.

▪ در کلاس درس تعریف و تمجید از یک شاگرد یا چند شاگرد بخصوص اغلب به معنای ارزشیابی منفی بقیه است، حتی یک فرد از دانش آموزان که عادت به شنیدن تعریف و تمجید مرتب دارد ممکن است وقتی به صورت اتفاقی از او تعریف نشود، احساس منفی در او ایجاد شود.

میری آشتیانی.معصومه(۱۳۹۰).بازیابی شده ازسایت www.hawzah.net

  درتاریخ۱۴/۲/۱۳۹۰ ساعت۱۴/۱بامداد              

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:15  توسط ایوب مقصودی  | 

 نکاتی در مورد طراحی سؤال                                                                                     

ارزشيابي يك فرآيند است نه فرآورده و مي دانيم هر فرآيندي     زمانبر است كه امتحانهاي سنتي و مرسوم چنين ويژگي را ندارند.                                                                                                 

 

- اصولي كه هنگام طرح سئوال بايستي به آن توجه شود:

 

الف) ملاكهاي فني :

1- سئوالات بايد از آسان به مشكل تنظيم شوند.

2- از انواع سئوالات استفاده شود . ( چند گزينه اي - جور كردني - كامل كردني-  درست يا نادرست - سئوال كوتاه پاسخ تشريحي با جدول مشخص )

3- سئوالات هم نوع پشت سرهم قرار گيرند .

4- هر سئوال يك هدف آموزشي را بدون تكرار بسنجد .

5- هر سئوال بطور مستقل فقط يك هدف آموزشي را بسنجد .

6- سئوال بايد با بارم مورد نظر تناسب داشته باشد .

7- در تدوين سئوالات بودجه بندي كتاب رعايت شود .

8- سئوالات بايد راهنماي پاسخ سئوال ديگر نباشند .

9- سئوالات بايد با عباراتي دقيق و گويا و به دور از ابهام طرح شوند.

10- براي سئوالات انشايي دامنه و حد در نظر گرفته شود .

11- از نظر علمي بايد سئوالات صحيح طرح شوند.

12- دقت درتوزيع بارم به قسمتهاي مختلف سئوال .

13- سئوالات داراي قوه تميز باشند.

14- سئوالات بايد داراي اعتبار و روايي باشند.

15- متن سئوال براي همه دانش آموزان يك مفهوم را القا كند.

16- متن سئوال با شكل و نموداروجدول ( در صورت استفاده ) مطابقت داشته باشند.

17- در صورت امكان توضيحات ضروري در متن سئوال آورده شود و داخل پرانتز درج نگردد .

18- با به كاربردن افعال صحيح انتظار خود را از دانش آموزان مشخص كند و درصورت لزوم واحدمقياس و ميزان دقت در پاسخگويي بازگو شود.

 

19- از به كاربردن كلمات منفي درجملات خودداري شود در صورت به كاربردن كلمات منفي زيرآن خط بكشيد.

20- از بكار بردن كلمات منفي درمنفي پرهيز شود. مثلاً ( نادرست نيست )

21- ملاك پاسخگويي مشخص گردد . ( شباهتها و تفاوتها )

22- سئوالات كوتاه پاسخ با بلي يا خير با كلماتي مانند چرا چگونه تكميل شوند.

23- طول متن با پاسخ متناسب باشد بطوريكه متن سئوال خيلي  طولاني و پاسخ آن دو كلمه نباشد .

24- طرح سئوال چند مرحله اي فقط در مراحل زير بلا مانع است :

الف) در صورتي رسيدن تدريجي به يك هدف مطرح باشد .

ب) بخشهاي يك سئوال به يك هدف كلي مربوط باشند .

ج) در سئوالهاي چند مرحله اي همه مراحل يك جواب نداشته باشد .

د) پاسخ هر قسمت جدا از قسمت ديگري باشد .

ه) بندهاي مختلف يك سئوال چند مرحله اي با حروف الفبا مشخص باشد .

 

25- سئوالات مستقل از يكديگر طرح شوند تا جواب دادن به يك سئوال منوط به پاسخ دادن به سئوال هاي ديگر نباشد .

26-اگر سئوالي براي رسيدن به جواب صحيح چند راه حل داشته باشد براي هر راه حل بارم بندي جداگانه منظور شود.

27- در سئوالات چهار گزينه اي فقط يك جواب كاملاً درست باشد .

28- در سئوالات چهار گزينه اي تعداد جوابهاي درست براي بندهاي  (الف -  ب -  ج - د ) به يك نسبت در نظر گرفته شوند. مثلاً اگر 40 سئوال طرح گردد : ( 10 گزينه : الف )   ( 10 گزينه : ب)  ( 10 گزينه : ج)  ( 10 گزينه : د) درست باشد و دربين سئوالات پخش گردد .

29- در سئوالات نقطه چيني -  نقطه چين اول يا آخر جمله نباشد و سعي شود نقطه چين نكته بارز سئوال باشد.

30- سعي شود در سئوالات چهارگزينه اي براي پاسخ ها ، كلمه هيچكدام و يا همه موارد و موارد ( الف - ب ) ( الف- ج)

و يا ( ب - ج ) استفاده نشود .

 

 

 

 

31- جدول حيطه هدف براي سئوالات در نظر گرفته شود به صورت زير :

 

 

 

عنوان فصلها

محتوا

هدف

               حيطه هاي شناختي

نوع سئوال

      ميزان دشواري

         ( دانش )

      فرا دانش

 

 

 

دانش

درك وفهم

كاربرد

تجزيه و تحليل

تركيب

ارزشيابي

عيني

تشريحي

آسان

متوسط

دشوار

آسان

متوسط

دشوار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

32- سئوالات در فيش هاي بصورت زير نوشته شوندسپس پاكنويس گردند:

 

 سئوال

 

مشخصات :

فصل :

حيطه :

ضريب دشواري :

بارم :

بارم

 

 

وقت :

انواع سئوال:

 

 

 

33- از سئوالات انتخابي پرهيز شود .

34- از سئوالهاي گمراه كننده پرهيز شود.

35- در سئوالات چهار گزينه اي ، گزينه هاي يك سئوال با هم تجانس داشته باشند.

 

 

 

ب) رعايت سطوح حيطه شناختي :

( دانش -  درك وفهم - كاربرد -  تجزيه وتحليل -  تركيب -  ارزشيابي )

تا حدودي درصدهاي طراحي سئوال به قرار زير باشد :

« دانش 15 درصد - درك وفهم 20 درصد - كاربرد 30 درصد - تجزيه وتحليل 15 درصد - تركيب 10 درصد - ارزشيابي 10 درصد »

 

 

ج) ملاكهاي مشخصات ظاهري سئوالات :

در سربرگ سئوالات امتحاني مشخصات زير ثبت شود :

1-     نام ونام خانوادگي - نام درس –  نام آموزشگاه -  نام مجتمع آموزشي – نام منطقه

2-    نوبت امتحاني – مدت امتحان –  تعداد صفحات سئوالات – شماره كارت – تاريخ امتحان

3-    درنظر گرفتن فضاي كافي و مناسب براي پاسخگويي به سئوالات .

4-    سئوالات بايد خوانا باشند از نظر كيفيت و تكثير .

5-    درج بارم سئوال درسمت چپ ورقه

6-    تطابق نمره سئوالات با نمره اختصاص يافته به عنوان مثال اگر امتحان 20 نمره اي است به همان اندازه 20 نمره نه كم ونه زياد در نظر گرفته شود.

 7-نام طراح سؤالات در پايين برگه نوشته شود.

 

د) ملاكهاي شيوه نگارش سئوالات :

1- محفوظ ماندن سئوالات از غلطهاي املايي

2- رعايت نقطه گذاري و علامت گذاري و رسم الخط صحيح .

3- از جملات كوتاه و روان استفاده شود.

4- رعايت نكات دستوري در تهيه و تنظيم سئوالات

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 22:14  توسط ایوب مقصودی  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 11:40  توسط ایوب مقصودی  | 

 

    زردشت:ستیز من تنها با تاریکی است
و برای ستیز  و نبرد با تاریکی ، شمشیر بر تاریکی نمی کشم                                                                                                  چراغ می افروزم  .

 وظیفه معلم درارزشیابی توصیفی:

ž1- همکاری با معلم در تشکیل پوشه کار ( در این پوشه نمونه هایی از کارهای بچه های قرار داده می شود تا بچه ها با مراجعه به آن از میزان تلاش، پیشرفت و موفقیت های خود آگاه شوند.)
ž2- انجام تکالیفی که معلم در کلاس و یا خارج از کلاس، متناسب با اهداف درس و توانایی دانش آموزان، تعیین می کند.
 
ž3- تلاش برای جبران ضعف های احتمالی با همکاری والدین.
ž4- ابراز توانمندی ها، مهارت ها و عملکرد خود در موقعیت هایی که معلم برای او در نظر می گیرد.
ž5- حفظ و نگهداری پوشه کار.

 ابزار های ارزشیابی توصیفی:

žآزمون ها ( عملکردی – مداد کاغذی و ...)

-آزمون، ابزاری است برای اندازه گیری و سنجش آموخته های دانش آموزان

 در قالب سؤالات کتبی – شفاهی و موقعیت های عملی .

 آزمونهاي مداد كاغذي :

žآزمون هاي مداد كاغذي :
žيكي از ابزارهاي جمع آوري اطلاعات براي ارزشيابي از عملكرد تحصيلي دانش آموزان است كه در اغلب دروس از جمله رياضي و بنويسيم و ... مورد استفاده قرار مي گيرد .

 در دروسي مانند علوم قرآني و هنر و خواندن نيازي به آزمون مداد – كاغذي نمي باشد .

žبراي تقويت فعاليت هاي پاسخگويي به این آزمون ها مي توان به دانش آموز آزمونهاي ( آزمون درخانه و آزمون كتاب باز، آزمون گروهی  ) را نيز توصيه نمود .

žدر تهیه این آزمون ها به سوالاتی که تنها سطح حافظه و فهم را می سنجد اکتفا نشود و سطوح بالاتر نیز مورد توجه قرار گیرد
žشرایط و موقعیت  اجرای اين آزمون ها  نبايستي به گونه اي باشد ایجاد اضطراب را در زمان امتحان تداعي نمايد . شرايطي را بايد فراهم نمود كه دانش آموز بدون نگراني و مانند جلسات اجراي تكاليف كلاس پاسخگوي سؤالات و آزمون باشد .
žدر فرایند ارزشیابی،از این آزمون ها به منزله یک ابزار محوری و منحصر به فرد  در ارزشیابی استفاده نشود .
 
žنتایج این آزمون ها به صورت توصیفی بازخورد  داده شود  و بجای دادن نمره یا رتبه از دانش آموز خواسته شود تا ضعف های خود را اصلاح کند .
ž در بررسی  نتایج این آزمون ها از روش خود سنجی و هم سال سنجی استفاده شود 

آزمونهاي عملكردي:
( Performance Assessment )

žدر اين شيوه فرايندها و فرآورده هاي يادگيري دانش آموزان به طور مستقيم سنجش مي شود
žبا عنايت به اينكه بخش زيادي از اهداف وانتظارات آموزشي در حيطه ي مهارتي قراردارند ضرورت دارد معلمان شرايطي را فراهم نموده كه دانش آموزان در موقعيتهاي واقعي يا نسبتاً واقعي بتوانند دانش و مهارتي را كه كسب  كرده اند به كارگيرند


 انواع آزمونهاي عملكردي:

 

žآزمون عملكردي كتبي
žآزمون عملكردي شناسايي
žآزمون هاي عملكردي نمونه كار
žآزمونهاي عملكردي در موقعيت هاي شبيه سازي شده
 

آزمون شناسايي:

 

منظور از اين آزمون روشي براي سنجش توانايي يادگيرنده در تشخيص ويژگي ها ،   محا سن ، معايب و موارد استفاده امور مختلف است . آزمون شناسايي انواع و كاربردهاي مختلفي دارد .

مانند : 

شناسايي غلط املايي يك متن

شناسايي محل رودها و درياچه ها روي نقشه

آرايه هاي ادبي در يك قطعه شعر

-تشخيص روش درست حل مسئله در درس رياضي .

نمونه كار:

 

žدر اين روش از يادگيرنده خواسته مي شود تا اعمالي را انجام دهد كه معرف عملكرد واقعي مورد سنجش است . بدين لحاظ اين روش نزديكترين روش سنجش به عملكرد واقعي يادگيرنده در محيط هاي طبيعي است.
žدر اين روش نمونه اعمالي كه از يادگيرنده مي خواهيم تا انجام دهد ، بايد شامل مراحل مهم عملكرد بطور كل باشد كه در شرايط كنترل شده اجرا مي شود .
žمثال :
žترجمه متن به زبان ديگر
žتايپ يك نامه توسط ماشين نويس
ž گردآوري سنگ ها ، برگها يا اشياء ديگر و...

 آزمونهاي عملكردي در موقعيت هاي شبيه سازي شده:

 

žدر اين نوع آزمون ،  از آزمون شونده خواسته مي شود تا در يك موقعيت شبيه سازي شده (غيرواقعي)  يا مصنوعي يا خيالي همان اعمالي را انجام دهد كه در موقعيت هاي واقعي ضروري است .

ž براي نمونه در تربيت بدني ، ضربه زدن به يك توپ خيالي يا انجام حركات مختلف شنا در بيرون آب كه هدف از پيش بيني وقوع رفتارهاي مورد سنجش در محيط زندگي واقعي است .
žمثال :
žفرض كنيم كه در منزل شما آتش سوزي شده و شما به آتش نشاني تماس مي گيريد . تمام مطالبي  را كه قرار است تلفني مطرح كنيد  بیان نمایید
 

واقعه نگاري يا ثبت رويداد :

به توصيف هاي واقعي از رويدادها و اتفاقات معناداري كه معلم در نتيجه مشاهده از زندگي دانش آموزان به دست مي آورد ، گفته مي شود .

توصيف رويدادها ( رفتارهاي دانش آموزان ) را مي توان در دفتر  يادداشت نوشت يا اينكه از فرم نمونه استفاده نمود .

 نمون برگ ثبت مشاهدات ( واقعه نگاري ):

 

دانش آموز :                            مدت مشاهده :                زمان : از ساعت          تا           مكان مشاهده:

مشاهده گر :                                  تاريخ :

رفتارهاي

برجسته

توصيف ( مشاهده بدون تفسير ):

قبل از شروع كلاس اكرم قطعه شعري را كه خود سروده بود به من معلم نشان داد. شعر زيبايي بود . به او گفتم اگر دوست دارد مي تواند آن را براي همكلاسيهايش بخواند. او شعرش را با صداي آرام خواند   . وقتي كه اكرم شعر را خواند ، مريم از آخر كلاس گفت : من صدايت را خوب نشنيدم. ممكن است يك يار ديگر آن را با صداي بلند بخواني ؟ اكرم گفت : نه  و در جاي خود نشست . 

مرتب به روي كاغذ نگاه مي كرد ، پاي راستش را به جلو و عقب تكان مي داد و با يقه ي بلوزش ور مي رفت .

تفسير : اكرم از نوشتن داستان و شعر لذت مي برد و توانايي خلاق خود را به نمايش مي گذارد . با اين حال ، در مقابل جمع خجول و دستپاچه به نظر مي رسد . امتناع او از خواندن دوباره ي  شعر حاكي از دستپاچگي است .

خودسنجي ( نظارت شخصي )

 

Self - Assessment

روش ديگر سنجش رفتاري اين است كه از شخص بخواهيم تا رفتار و فعاليتهاي خودش را مورد مشاهده قرار داده آن را ثبت و ارزيابي كند .

يكي از هدف هاي آموزش معلم اين است كه دانش آموزان ياد بگيرند كارهايشان را خودشان ارزشيابي كنند. مهارت ارزشيابي از خوديا خود ارزيابي از راهبردهاي مهم فراشناختي است.

فراشناخت ويژگي مهم يادگيرندگاني است كه مي توانند به طور مستقل ياد بگيرند و بر پيشرفت يادگيري خود نظارت داشته باشند.

در راستاي خودسنجي ، دانش آموزان مي توانند از خود بپرسند 

رديف

مهمترين چيزي را كه آموختم اين بود كه ...........

1

اين بخش كارم را از همه بيشتر دوست دارم زيرا . . .

2

تجربه مورد علاقه من اين بود كه . . .

3

من در . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  ..  پيشرفت كرده ام0

4

من بايد روي . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . ... كار كنم 0

5

نقاط ضعف من در اين تكليف . . . . . . . . . . . . . . . . . .. .0

6

به خودم افتخار مي كنم به خاطر . . . . . . . . . . . . . . . . . .0

7

روش هاي يادگيري كه آموختم و بيشتر از همه بكار برده ام عبارتند از . . .

8

وقتي به كارهايم نگاه مي كنم ، احساس مي كنم . .

تکالیف درسی

žيكي  دیگر از ابزارهاي مهم ارزشيابي توصيفي است كه معلم مي تواند با مديريت مناسب از آن براي سنجيدن دقيق و آسان عملكرد دانش آموز استفاده نماید و معلم در بررسي تكاليف مي تواند با اظهارنظرهاي توصيفي خود ، زمينه افزايش كيفيت كار دانش آموز را فراهم نمايد .
 
 
žپروژه
 

پروژه عبارت است از مجموعه فعاليت هاي هدفمندي كه معلم، براي تعميق،تثبيت و كاربست يادگيري دانش آموز، به صورت فردي و گروهي تعيين مي كند.

 چک لیست
( سیاهه رفتار – فهرست وارسی – فهرست بررسی  ) .

 

žعبارتست از مجموعه اي از نشانه ها و شواهدي كه به يك انتظار يا انتظارات خاصي مربوط مي شود . معلم براساس مشاهدات روزمره خود در كلاس درس يا فضاهاي ديگر آموزشي ، وجود يا عدم وجود نشانه ها و شواهد را در رفتار و عملكرد دانش آموز مشخص مي نمايد . معلم مي تواند براساس اطلاعات كسب كرده خود ، چك ليست ها را براي مواد درسي و اهداف مختلف تهيه و اجرا نمايند . به عنوان مثال مي توان چك ليستي براي درس علوم براساس انتظارات و نشانه هاي مشخص شده ، تهيه نمود .


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 0:29  توسط ایوب مقصودی  | 

 

چگونه انگیزه های درسی دانش آموزان را تقویت کنیم؟،راههای تقویت انگزیه های درسی،عوامل افزایش انگیزه به تحصیل در دانش اموزان،چرا دانش آموزان به درس رغبت ندارند،روش های تشویق و تنبیه دانش آموزان در مدرسه،چگونه دانش آموز را تشویق کنیم؟،فایده تشویق های لفظی معلم در کلاس،مضرات ایجاد رقابت بین دانش آموزان،مضرات تنبیه بدنی درمدارس،وضعیت تنبیه درمدارس ایران،روش های کاهش رفتارهای نامطلوب دانش آموزان،چگونه فرزندان را تنبیه کنیم،نقش جریمه در کاهش رفتار،تبعات منفی تنبیه،چکار کنیم تا تادانش آموزان به درس ما علاقه پیدا کنند؟

تقویت انگیزه های درسی دانش آموزان و نحوه تشویق و تنبیه در مدارس

آموزش، به فعالیتهای از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که با هدف ایجاد یادگیری دردانش آموزان بین معلم و یک یا چند دانش آموز به صورت کنش متقابل یا رابطه دو جانبه انجام می شود. منظور از کنش متقابل، مبادله گفتار یا اعمال بین معلم و دانش آموزان است که به جریان آموزش و یادگیری جهت می دهد.

لذا، هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری دردانش آموزان است. اما یادگیری، موضوع مشخص و واحدی نیست، بلکه تقریبا همه فعالیتهایی که ما درطول زندگی انجام می دهیم از تجارب یادگیری سرچشمه می گیرد.

تقویت انگیزه های درسی و نحوه تشویق و تنبیه: درراستای یادگیری مقوله هایی هستند که سعی شده با همت و تلاش همه همکلاسیها به آن پرداخته شود.

تقویت انگیزه های درسی

مهمترین عامل تعیین کننده علاقه مندی یا بی علاقگی دانش آموز نسبت به درسها و تکالیف مختلف یادگیری تجارب موفقیت آمیز یا شکست او در یادگیریهای درسهای مختلف است. یعنی اگر دانش آموز طی سالهای مدرسه همواره تجارب موفقیت آمیزی کسب کند به تدریج برعلاقه او نسبت به یادگیری دروس مختلف و کل محیط مدرسه افزوده می شود. و درنتیجه مفهوم مثبتی از خود دراو تشکیل می شود، اما اگر این تجارب غالباً با شکست توأم باشند، اندک اندک دریادگیرنده، بی علاقگی و بی میلی نسبت به دروس و مدرسه ایجاد می شود و سرانجام ممکن است به مفهومی منفی از خود و تواناییهای خود دراو بینجامد. بنابراین، بهترین راه جلوگیری از بی میلی و بی علاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای مدرسه، فراهم کردن امکانات کسب توفیق در یادگیرنده است.
با توجه به توضیحات بالا مشکل کمبود انگیزه یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه، ناشی از شکستهای پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین بهترین راه رفع مشکل این است که کیفیت آموزش را بهبود بخشیم. این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز دردرسهای تازه خواهد شد. این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده، به تدریج به تصویری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری دست یابد. اگر این جریان، درچندین واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموزان نسبت به تواناییهایش در رابطه با یادگیری مطالب کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری دراین مورد کسب خواهد کرد. که این خود علاقه و انگیزه یادگیری را در او افزایش می دهد، اما آنچه که گفته شد، بهترین روش ایجاد کردن علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درس است، علاوه بر این روش کلی شیوه ها و فنون دیگری وجود دارد که توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد، که در ذیل به آنها می پردازیم.

-        جهت ایجاد انگیزه بیشتر در دانش آموزان از معلم انتظار می رود:

قبل از آغاز درس دقیقاً به آنها بگوید که چه انتظاراتی ازآنان دارد، به عبارتی معلم باید قبل از آغاز درس کلیه هدفهای آموزشی، نوع رفتار و یا مهارتهائی را که از آنان می خواهد از پیش دراختیارشان قرار دهد تا دانش آموزان پیش زمینه ای مناسب داشته باشند.

-        استفاده از اظهاراتی چون «خوب»، «عالی» و «مرحبا» پس از عملکرد درست دانش آموز در افزایش علاقه او بسیار مؤثر است، اما باید توجه داشت که مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد.

علاوه بر اظهارات شفاهی، سایر تشویقها از جمله، تشویقهای کتبی در ورقه امتحانی ودفترچه تکالیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد.

-        از آنجا که نتایج آزمونها به صورت نمره هایی که به یادگیرندگان داده می شوند با پاداشهای اجتماعی چون تأیید معلم و والدین، ارتقاء به کلاس بالاتر، دریافت گواهینامه، امکان ورود به دانشگاه، کسب مشاغل و مواردی نظیر اینها وابسته اند، لذا نمره های معلمان دارای ارزش انگیزش زیادی هستند. بنابراین، معلم می تواند بااجرای امتحانهای مختلف و دادن نتایج حاصل به یادگیرندگان، سطح انگیزش و علاقه آنان را نسبت به یادگیری وکسب مهارتها و اطلاعات تازه افزایش دهد، اما همیشه ازاین تدابیر آموزشی باید به صورت مثبت استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای ترساندن و تنبیه کردن یادگیرندگان.
- ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده، به اندازه کافی موفقیت به دست آورند. این کسب موفقیت اولیه، انگیزش یادگیری را برای یادگیریهای بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید.
- ایجاد رقابت فردی بین دانش آموزان به کسب موفقیت در معدودی از آنان و شکست اکثریت کلاس می انجامد، بنابراین باید از آن پرهیز کرد.

-        مشارکت دانش آموزان در فعالیت یادگیری یکی از عوامل مهم ایجاد علاقه و انگیزش است.
- بهترین تکالیف و فعالیتهای یادگیری ازلحاظ ایجاد انگیزش آنهایی هستند که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوارند. به عبارتی بهترین تکالیف یادگیری آنهایی هستند که یادگیری در انجام آنها نیاز به قدری تلاش داشته باشد.

نحوه تشویق و تنبیه

در ابتدا می پردازیم به تعریفی کلی از تشویق و تنبیه:

تشویق: عبارتست از ارائه یک محرک خوشایند به دنبال یک رفتار مطلوب، جهت افزایش دادن احتمال وقوع آن رفتار.

مثالی ساده در این رابطه: لبخند زدن معلم بعد از نوشتن کلمات صحیح توسط دانش آموز.
تنبیه: عبارتست از ارائه یک محرک ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب،جهت کاهش دادن احتمال وقوع آن رفتار.

مثالی ساده در این رابطه: سیلی زدن معلم بعد از نوشتن کلمات اشتباه توسط دانش آموز.
تشویق
همانطور که مشخص شد رفتارهای مطلوب از رفتارهای نامطلوب تفکیک می شوند و سعی معلم باید بر این باشد که رفتار مطلوب دانش آموزان را در آنها تقویت و نگهداری کند.
مهمترین عامل نگهداشت رفتار یاد گرفته شده، تقویت بلافاصله بعد از رفتار مطلوب است. اگر معلم پس ازسپری شدن مدتی از انجام رفتار، آن را تقویت کند، از اثر بخشی تقویت کاسته می شود و نتیجه مطلوب به دست نمی آید. از آنجا که تقویت کردن بلافاصله همه رفتارهای دانش آموزان درکلاس درس و محیط مدرسه اغلب ناممکن است، معلم می تواند برای رفع مشکل ناشی از تأخیر در تقویت از توضیحات کلامی استفاده کند. برای مثال معلم تصمیم می گیرد که برای تقویت رفتارهای مثبت تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان آنان را در روز جمعه به گردش علمی ببرد. در این مثال، بین انجام رفتار و دریافت تقویت به طور طبیعی وقفه می افتد. معلم می تواند برای رفع مشکل تأخیر در تقویت، در پایان کار روزانه دانش آموزان، به آنان یادآور شود که «خوشبختانه همه شما با جدیتی که در درسهایتان به کار می برید و اخلاق و رفتار خوبی که از خود نشان می دهید خواهید توانست در برنامه گردش علمی روز جمعه شرکت کنید.»

تنبیه
تنبیه خشن ترین و نامطلوبترین روش تغییر رفتار است. هر چند که مشاهدات روزانه و شواهد تجربی نشان داده اند که تنبیه در کاهش دادن رفتار نامطلوب به طور موقت مؤثر است، اما باید توجه داشت که تنبیه باعث از بین رفتن رفتار تنبیه شده نمی شود و تنها تأثیری که دارد این است که رفتار نامطلوب را موقتاً پنهان می کند. به این صورت که رفتار تنبیه شده، پس از تنبیه، همچنان در مجموعه رفتار فرد باقی می ماند و تا زمانی که عامل تنبیه کننده حاضر و ناظر است مخفی باقی می ماند، ولی به مجرد این که عامل تنبیه کننده تضعیف شود و از میان برود آن رفتار مجدداً ظاهر می شود. برای مثال کودکی که به علت زدن حرف زشت از پدر کتک می خورد، می آموزد که در حضور او حرف زشت نزند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در غیاب پدر، مثلاً در حضور مادر یا افراد دیگر، این کار را انجام ندهد. بنابراین بزرگترین اشکال تنبیه این است که این روش رفتار نامطلوب را در فرد از بین نمی برد، بلکه آن را موقتاً پنهان می کند. این رفتار پس از ضعیف شدن عامل تنبیه کننده مجدداً ظاهر می شود.
مشکلات دیگر استفاده از تنبیه به طور خلاصه عبارتند از:

- نفرت تنبیه شونده از تنبیه کننده حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه به خیر و صلاح اوست.
- مسری بودن تنبیه، یعنی دانش آموزانی که شاهد تنبیه شدن دانش آموزان دیگر بوده اند، بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید کرده اند.

اما روشهای ملایم تری هم جهت کاهش رفتار نامطلوب استفاده می شود که در ذیل به آنها می پردازیم:
- یکی از روشهای کاهش رفتار نامطلوب بی توجهی نسبت به رفتار دانش آموز است. برای مثال معملی که متوجه می شود توجه بیش از حد او منجر به لوس شدن دانش آموز شده، توجه خود را از او منحرف کرده و بدین طریق رفتار نامطلوب را در او خاموش می کند.

-        روش دیگر محروم کردن از تقویت است، یعنی فردی که رفتار نامطلوبی انجام داده برای مدتی از دریافت تقویت محروم کنیم. مثلاً: معلم ورزشی که یکی از بازیکنان را به سبب انجام عمل خلاف مقررات بازی در زمین بازی اخراج می کند و مانع بازی او می شود، اما باید توجه داشت که محروم کردن در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که فرد را از محلی که دوست دارد در آنجا بماند به محلی که دوست ندارد به آنجا برود بفرستیم.

-        جریمه کردن روش دیگری برای کاهش رفتار نامطلوب است. روش جریمه کردن یعنی کم کردن مقداری از تقویت کننده هایی که فرد قبلاً به دست آورده، به علت رفتار نامطلوبی که انجام داده است. برای مثال: کم کردن از نمرات امتحانی دانش آموزان در نتیجه کارهای بدی که انجام داده اند، اما نکته حائز اهمیت این است که جریمه نباید خیلی سنگین باشد.

- و اما روش جبران کردن، یعنی وقتی که فرد مرتکب عمل خلافی شد از او می خواهد تا برای جبران عمل خلاف خود به اصلاح آن بپردازد. برای مثال: معلم دانش آموزی را که خرده کاغذ وخرده تراش مداد در کف کلاس ریخته است را وادار می کند تا علاوه بر جمع کردن آنها تمام کف کلاس را جارو بکشد.http://www.edujavanrood.blogsky.com

 

********************

راه كارهاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان و تاثير آن در پيشرفت تحصيلي

1-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و نوجوان يادبگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد ، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .

2-دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود .

3-تجربه و تماس مستقيم با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند يادبگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .

4-اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .

5-اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و … دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد .

6-در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و …

7-بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .

8-تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكاليف يكنواخت بايد پرهيز كرد و به عبارتي تكاليف بايد خاصيت برانگيختگي داشته باشند .

9-مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .

10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت

11-استفاده از نمرات و آزمون ها براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان

12-علاقه مندي ياددهنده به موضوع : دربسياري از مواقع مشاهده مي كنيم كه بي علاقه بودن يادگيرندگان به موضوعي خاص ناشي از علاقه مند نبودن والدين و مربيان آنهاست . معلمي كه در زنگ انشاء ، ورقه هاي رياضي را تصحيح مي كند يا در ساعت ورزش به بافندگي مشغول مي شود ، عملا“ به يادگيرندگان مي گويد كه براي اين فعاليت ارزش قائل نيست .

13-مطالب آموزشي را بايد از ساده به دشوار ارائه كرد . مي توان با فعال سازي دانش آموز به هنگام تدريس در او ايجاد انگيزه نمود .

14-به وضع جسماني دانش آموزان و وضع ظاهري كلاس بايد توجه نمود . كلاس درس را بايد از نظر ظاهري و رواني تبديل به محيطي امن و آرام نمود .

15-از مقايسه نمودن دانش آموزان با يكديگر خودداري نماييد .

16-قدرداني از كار دانش آموز او را به كوشش و تلاش بيشتر و دلبستگي به درس وادار خواهد نمود .

17-برقراري ارتباط بين مطالب درسي با واقعيات زندگي در ايجاد انگيزه مؤثر مي باشد .

18-بلافاصله دانش آموز را از ميزان پيشرفت در كارش مطلع نماييد . آگاهي از نتيجه كار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملكرد خود آگاه نموده و باعث مي شود تا به تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفي خود بپردازد .

19-استفاده از علائق يادگيرنده : مربيان و والدين مي‌توانند با شناسايي علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمايند .

20-مقابله با بازدارنده هاي عاطفي و هيجاني كه موجب دلسردي و كاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصيل مي شود . مثلا“ معلمي ممكن است از دانش آموز توقع زياد داشته باشد و يا پس از ورود به كلاس به هيچ دانش آموزي اجازه ورود ندهد و يا تكاليف سنگين تعيين كند ، زياد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهي تبعيض روا دارد .

21-انگيزش از راه سرمشق گيري : معلم در اين شيوه از شخصيتي خاص تمجيد و تجليل نموده و او را يك نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفي مي كند و دانش آموزان نيز از طريق همانند سازي با آن به درس و مدرسه علاقه مند مي شوند .

22-تحريك حس كنجكاوي دانش آموزان

23-آموزش برنامه ريزي به دانش اموزان از طريق رفتار و گفتار و كردار خود در كلاس درس و ارائه نظرات مشورتي به آنها درتهيه برنامه

24-در آميختن درس با تفريح و بازي دانش اموزان را به يادگيري بيشتر علاقه مند مي سازد .

منابع :

-اسپادرينگ . چريل ، انگيزش در كلاس درس ، ترجمه : اسماعيل بيابانگرد و محمدرضا نائينيان

-بلوم .س ، ويژگي هاي آدمي و يادگيري آموزشگاهي ، ترجمه : علي اكبر سيف

-بيابانگرد.اسماعيل ، راهنمايي والدين و معلمان در تربيت و آموزش كودكان

-شهرآراي . مهرناز ، روان شناسي يادگيري كودك و نوجوان

-قشلاقي . محمد ، روان شناسي يادگيري

منبع :   مقاله    " راه كارهاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان و تاثير آن در پيشرفت تحصيلي  " -گردآوري : مردمحمد سالخي ، آموزگار دبستان شهيدرجايي كلاله -برگرفته از سايت    http://www.golestanier.ir  -سايت پژوهشكده تعليم و تربيت سازمان  آموزش  و پرورش   استان  گلستان

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 0:21  توسط ایوب مقصودی  | 

عزت نفس، ضامن موفقیّت در پیشرفت تحصیلی
عزت نفس عبارت است از احترام به خود، خود ارزشمند دانستن یا تصویری که شخص از خودش دارد. مسأله عزت نفس و مقوله ارزیابی مثبت از خود از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است.

عزت نفس عبارت است از احترام به خود، خود ارزشمند دانستن یا تصویری که شخص از خودش دارد. مسأله عزت نفس و مقوله ارزیابی مثبت از خود از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. مطالعات و پژوهش های متعدد نشان می دهند که کودکان و نوجوانانی که دارای احساس خودارزشمندی و عزت نفس قابل توجهی هستند، نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه، پیشرفت تحصیلی و کارآمدی بیشتری از خود نشان می دهند. پرورش احساس خودارزشمندی و عزت نفس در کودکان و نوجوانان از مهمترین وظایف و رسالت های اولیا و مربیان است که در این ارتباط بیشترین نقش برعهده الگوهای رفتاری است.

● یافته های تحقیقاتی پیرامون تأثیر عزت نفس بر پیشرفت تحصیلی

در یک تحقیق دانشگاهی با عنوان اثرات عزت نفس بر عملکرد دانش آموزان دختر و پسر سال اوّل تا سوم دبیرستان که در شهرستان اهواز صورت پذیرفته، اثرات عزت نفس بر عملکرد افراد بررسی شده است.

در این تحقیق از ۳۶۰ نفر دانش آموز دختر و پسر (کلاس اوّل تا سوم دبیرستان) که به طور تصادفی انتخاب شده بودند استفاده شد و سطح ۵ درصد به عنوان سطح معنی دار بودن، انتخاب شد.

یافته های تحقیق نشان داد که افزایش و کاهش عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر، باعث افزایش و کاهش عملکرد آنها شده است. نتایج این تحقیق فرضیه های مطرح شده و یافته های تحقیقات قبلی را مورد تأیید قرار می دهند. همچنین در یک تحقیق که در شهرستان مشهد با هدف بررسی رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی نظام جدید انجام شد به این یافته رسید که میان عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد.

پژوهشگران در تحقیق های دیگری که در بررسی رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در شهرستان اهواز صورت گرفته است، پی برده اند که میان عزت نفس و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان همبستگی مثبت وجود دارد یعنی میان دو متغیر، عزت نفس عامل مهمتر و بزرگتری است تا عملکرد تحصیلی و به عبارت دیگر عزت نفس عامل یا علّت اولیه برای عملکرد تحصیلی است.

● رهنمودهای کلی برای بالا بردن عزت نفس کودکان و نوجوانان

برای بالا بردن عزت نفس در دانش آموزان راه هایی وجود دارد که در اینجا به اختصار به چند مورد از آنها اشاره می شود.

ـ والدین به عنوان الگو و سرمشق خصوصاً قبل از ورود کودک به مدرسه می توانند از طریق چگونگی درگیری با مسائل زندگی نقش مهمی در عزت نفس کودکان خود داشته باشند.

ـ برای افزایش عزت نفس ضروری است اولیا و مربیان به تفاوت های فردی، ویژگی های رشدی، مهارت ها ، قابلیت ها، عواطف ، منش و استعدادهای کودک توجه جدی کنند.

ـ داشتن احساس اعتماد به فرزندان و سپردن برخی مسئولیت های منزل به او، کودک و یا نوجوان را در بهره گیری از استعدادها یاری می کند و عزت نفس او را افزایش می دهد.

ـ در شرایط آموزشی، بر فعالیت های دانش آموزان در یادگیری تأکید شود نه بر پیشرفت آنان.

ـ اگر مادر و پدر، رفتار پسندیده کودک را تقویت کنند و رفتار ناپسند او را مورد بی اعتنایی قرار دهند، به کودک کمک کرده اند تا بینش مثبتی در او نسبت به پیشرفت پیدا شود.

ـ به جای انتقاد، از تحسین استفاده کنید. بچه هایی که مورد انتقاد قرار می گیرند، همان برخورد را با خودشان خواهند داشت و در نهایت اشخاصی خواهند شد با عزت نفس پایین، تحسین، ابزار بسیار مهمی در طول فرآیند تربیت کودک است. والدین فکر می کنند اگر به طور دایم از کودکان خود انتقاد و اشتباه آنها را یادآوری کنند به آنها کمک می کنند، چرا که تصور آنها بر این است که کودکان با این تذکرات پرورش خواهند یافت، امّا از خودتان سؤال کنید آیا دوست دارید اشتباه های شما را بگویند؟ آیا اگر دایماً از شما انتقاد شود، پیشرفت خواهید کرد؟ واقعیت این است که ما از آنچه انجام می دهیم دفاع می کنیم و لذا اگر مورد انتقاد قرار بگیریم، کارمان را ادامه خواهیم داد و همین صفت یکدندگی که فطری است به ما اجازه نمی دهد که انتقاد را بپذیریم. در پس تمامی انتقادها این جمله قرار دارد: اگر فقط بیشتر شبیه من بودی و مثل من زندگی می کردی، بهتر از این بودی، امّا هیچ کس، حتی فرزند شما، دقیقاً خود شما نیست. پس بچه ها را به دلیل تلاشی که می کنند تحسین کنید، حتّی اگر ناموفق باشند، چرا آنها ریسک کرده اند. شرایطی فراهم کنید که فرزندانتان بدانند شما در کارهای آنها همراهشان هستید. به دنبال انتقاد از آنها نیستید. بدین ترتیب برای ساختن یک تصویر مثبت در کودکان گام مثبتی برداشته اید.

ـ نگذارید کودکان، خود را تحقیر کنند. هر وقت عبارات «من هیچ کاری نمی توانم انجام دهم.» «من نمی توانم دوچرخه سواری کنم» را از آنها شنیدید، در واقع به شما پیام داده می شود که عزت نفس آنها را بالا ببرید. در این مواقع نیازی به ارائه سخنرانی طولانی نیست. فقط باید آنها را با عبارات مثبت تشویق کنید. مثلاً «اگر از ذهنت استفاده کنی، همه کار می توانی انجام بدهی.» «اگر تلاش کنی می تونی آن مسأله ریاضی را حل کنی.» «اگر کمی دقّت کنی از عهده آزمون برمی آیی، بیا امتحان کنیم زود باش.»، «چرا فکر می کنی بلد نیستی؟ امتحان کن» پس از جملات ساده و مثبت تأکیدی که اعتماد به نفس کودک را بالا می برد استفاده کنید. اگر بچه ها این گونه جملات را مرتب بشنوند جملات مثبت تر را هم خواهند پذیرفت. هر وقت کسی در خانواده می گوید: من نمی توانم کاری را انجام دهم یکی دیگر از اعضای خانواده می گوید «موفقیت از می توانم ها به دست می آید نه از نمی توانم ها». این عبارت شعار ساده و کوتاهی است، امّا برای این که انسان بتواند یک کودک را برای انجام کاری به تلاش وادارد، بسیار کارآمد و مؤثر است.

ـ سعی کنید تأکید بر معیارهای ظاهری موفقیت را کم کنید. دویدن بی امان به دنبال پاداش، پول ، مقام و درجه، رتبه اوّل داشتن و اصولاً اهداف مادی یقیناً عزت نفس کودکان را پایین می آورد، یادمان باشد عزت نفس از نفس و از درون می آید نه از یافته ها و آنچه کسب می کنیم یا به دست می آوریم. وقتی کودک با این باور بزرگ می شود که فقط اگر نمرات خوبی بگیرد آدم شایسته ای است. اگر نمره متوسطی در کارنامه اش پیدا شود احساس حقارت خواهد کرد و بدیهی است که هر کودکی روزی در زندگی اش نمره ای متوسط یا پایین خواهد گرفت، شما نمی توانید همیشه نفر اوّل یا برنده یک مسابقه باشید، امّا همیشه می توانید خود را انسان شایسته و ارزشمندی بدانید.

عزّت نفس کودک حاصل ارزیابی ای است که او از خود دارد. او باید احساس یک فرد شایسته را داشته باشد. حتی اگر نمرات او کمتر از میزان انتظارش باشد یا این که در مسابقه ای مدال دلخواه خود را کسب نکند. به جای تقویت معیارهای ظاهری موفقیت در کودکان، باید در تمامی دوران زندگی، معیارهای درونی آنها را تقویت کرد. برای این کار چاره ای ندارید جز این که اهمیّت زیادی را که برای موفقیّت و رقابت قائل شده اید، کاهش دهید. به جای این که از کودکتان بپرسید، «معدل کارنامه ات چند شده است؟» سؤال کنید، «آیا از خودت راضی هستی؟» به جای این که بپرسید «آیا در آزمون زبان موفق شدی؟» سؤال کنید، «آیا فکر می کنی در زبان پیشرفت کرده ای؟» به جای اینکه بپرسید: «آیا برنده شدی؟» سؤال کنید «آیا از این که در مسابقه شرکت کردی و مهارت بیشتری کسب کردی، لذّت می بری؟»

کودکانی که می دانند بدون پاداش های ظاهری همچنان احترام به آنها حفظ می شود دایم در مسیر موفقیت هایی که دوست دارند باقی می مانند، امّا کودکانی که دایم به دنبال معیارهای ظاهری موفقیت می دوند، در مسیر مصرف داروهای آرام بخش، ابتلا به زخم معده و عزت نفس پایین قرار دارند. واقعیت خیلی ساده است هیچ کس نمی تواند همیشه در مقایسه با دیگران نفر اوّل باشد. امّا همه می توانند در نظر خود نفر اوّل باشند. به شرطی که ملاک، معیار درونی باشد. شرکت در یک مسابقه دو ۱۰ کیلومتر و اتمام مسابقه، می تواند برای فردی که به دنبال معیارهای درونی است، یک شاخص نمره اوّل باشد، امّا اگر شخصی به دنبال شاخص های ظاهری برای موفقیت باشد، حتماً باید مسابقه را ببرد تا احساس کند عزت نفس مثبتی دارد و در طول تاریخ بشر، هیچگاه یک نفر همیشه برنده مسابقه نبوده است.

ـ به کودکان بیاموزید با خود روراست و صادق باشند. کودکان هر بار که خود را فریب می دهند نظرشان در مورد خودشان تخریب می شود. کودکی که دچار خودفریبی می شود، دنیای بزرگی می سازد تا دیگران را نیز فریب دهد و در نهایت نظر دیگران را دلیل این دنیای خود ساخته می داند. برای این که از کودکانتان افراد صادقی بسازید باید از چنین جملاتی استفاده کنید: «اگر علت برنده نشدن تیم شما در مسابقه امروز، این بود که تیم رقیب بهتر بازی کرد، اهمیتی ندارد. همه آدم ها سرانجام روزی بازنده می شوند حتی اگر مسئولان هم کوتاهی کرده اند، نباید به دلیل این باخت آنها را سرزنش کنی» یا «اگر در درس فیزیک نمره خوبی نگرفته ای، به این علت است که در این درس ضعیف هستی. نه این که معلم شما معلم بدی است.

فکر می کنم به جای این که وقت زیادی صرف انتقاد از معلم خود کنی، باید بیشتر به درس فیزیک توجه کنی.» یا حتی اگر دیر هم به مدرسه برسی، باز هم بچه خوبی هستی، اما وظیفه شما این است که به موقع به مدرسه برسی، حتی اگر اتوبوس به موقع نیاید. کودکی که یاد بگیرد با خود روراست باشد، دارای عزت نفس خواهد بود و اگر شما همیشه برای صداقت و راستگویی ارزش قائل باشید، این امر قابل آموزش خواهد بود. به عنوان مثال: دروغ نگویید تا مجبور شوید فرزند خود را به دلیل همین کار سرزنش کنید. تمهیداتی بیندیشید تا همیشه شرایط برای گفتن حقیقت فراهم باشد و در عین حال کودک خود را به دلیل گفتن حرف راست تنبیه نکنید. دروغ گویی نشانه عزت نفس ضعیف است و نمی توان با گفتن دروغ شرایط خانه را برای گفتن حرف های راست فراهم کرد. اگر کودک شما یاد بگیرد برای این که نزد شما عزیز باشد نیازی به تظاهر ندارد، به او کمک کرده اید تا خود را با زندگی و نیز با دنیای درون خود هماهنگ کند.

ـ کودکی که مرتکب غفلتی می شود، انسان غافلی نیست، بلکه فقط عمل کرده است و این عمل به او فرصت رشد می دهد. کودکی که در درس ریاضی ضعیف است آدم کندذهنی نیست بلکه در این مرحله از زندگی، دانش ریاضی او در این سطح است. شما می توانید به کودک خود بیاموزید که از اشتباه های خود درس بگیرد و تا زمانی که می داند ارزش او ناشی از عملکرد او در یک کار خاص و در یک روز مشخص نیست هرگز نگرانی به خود راه ندهد. دقت کنید تا زمانی که وجود دارید ارزشمند هستید اگر خودتان چنین بگویید، نه کمتر، نه بیشتر، ارزشمندبودن براساس عملکرد نیست بلکه چیزی است که هر روز همراه شما است. لذا هر روز به کودکان خود به ویژه پس از این که مرتکب اشتباهی می شوند این نکته را یادآوری کنید که صرف نظر از عملکردشان، ارزشمند هستند. اگر می خواهید کودکان شما ارزیابی مثبتی از خود داشته باشند، همواره به آنها یادآوری کنید که «من فردی هستم که رفتارهایی دارم، امّا من رفتارهایم نیستم.»

ـ بچه ها دوست دارند احساس استقلال کنند تا عزت نفس بالایی داشته باشند و شما می توانید دست از ادعای مالکیت خود به کودکان بردارید و آنها را تشویق کنید تا به طور مستقل فکر کنند و در نتیجه عزت نفس آنها تقویت شود. گاهی از این سؤالات استفاده کنید: «به چه فکر می کنی؟» «در انتخابات به چه کسی رأی می دهی؟» «اوّل تو مسأله را حل کن بعد من راه حل را بررسی می کنم» یادتان باشد. استقلال عزت نفس را تقویت می کند. در حالی که وابستگی، عزت نفس را از بین می برد.

● نتیجه گیری

عزت نفس (self-esteem) یعنی احترام و حرمتی که برای خود قائل هستیم. بهره مندی از عزت نفس علاوه بر آن که جزئی از سلامت روانی محسوب می شود، با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است. محققان بسیاری دریافته اند که بین عزت نفس مثبت و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد. این ارتباط حتی زمانی که کودکان خودشان را به عنوان دانش آموزان ارزیابی می کنند بالاتر است که می توان آن را « عزت نفس تحصیلی» آنها نام برد. کودکانی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، پیوسته نسبت به آنهایی که همان میزان توانایی را دارند امّا عزت نفس پایینی دارند عملکرد بهتری نشان می دهند.

آنها همچنین اهداف بالاتری برای خود تعیین کرده، نیاز کمتری به تأیید والدین از خود نشان داده، در برابر شکست کمتر تضعیف شده و دیدگاه واقع بینانه تری نسبت به توانایی های خود دارند. باید اذعان داشت اگر ما به خودمان ایمان داشته باشیم و خودمان را باور کنیم نه فقط می توانیم خود را تغییر دهیم و بهبود بخشیم بلکه می توانیم ایران را آباد کنیم و آن را مملکتی بسازیم متشکل از افراد فهمیده که نه فقط برای یکدیگر احترام قائل اند بلکه به خود نیز ارج می نهند.

غلامرضا آتش دامن از استان خوزستان
منابع و مأخذ:
۱ـ اسکات، کتی گلاور(۱۳۸۴) عزت نفس مترجم ساناز قاسمی، انتشارات انجمن اولیا و مربیان تهران، چاپ دوم
۲ـ بیابانگرد، اسماعیل (۱۳۸۴) روش های افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، تهران، چاپ هشتم
۳ـ ستوده، هدایت الله (۱۳۸۵) آسیب شناسی اجتماعی، انتشارات آوای نور، چاپ هفدهم
۴ـ عبادی ، غلام حسین(۱۳۸۴) یافته های پژوهشی شورای تحقیقات آموزش و پرورش استان خوزستان انتشارات کردگار، اهواز، چاپ اوّل
۵ ـ فونتانا، دیوید (
) روان شناسی برای معلّم، مترجم عفت السادات حق گو، انتشارات شباهنگ، تهران، چاپ اوّل
۶ ـ کرومبولتز، جان دی و دیگران (۱۳۸۳) تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان، ترجمه و تألیف دکتر یوسف کریمی، انتشارات فاطمی، چاپ دوازدهم، تهران
۷ـ ویسی نژاد، یسما(۱۳۸۳) چکیده تحقیقات وزارت آموزش و پرورش ، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، پژوهشکده تعلیم و تربیت، چاپ اوّل
۸ ـ وین، دایر (۱۳۸۴) چگونه فرزندانی خلاق داشته باشیم، ترجمه علی علی پناهی، نشر آسیم، تهران، چاپ اوّل
۹ـ جزوه خلاصه مقالات نخستین سمینار ارائه یافته های پژوهشی علوم تربیتی و روان شناسی در استان خوزستان در سال ۱۳۷۲
روزنامه اطلاعات ( www.ettelaat.com )
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:51  توسط ایوب مقصودی  | 

به نام خدا

 

عنوان تحقیق:روش تنبیه درکودکان

 

تهیه کننده:ایوب مقصودی

 

مدرک تحصیلی:كارشناسي ارشدتاريخ وفلسفه ي تعليم وتربيت

 

 

زنجان - منطقه ی افشار

شهريور89

                                                    فهرست مطالب

عنوان                                                                                              صفحه

 

تعریف تنبیه.............................................................................................1

تنبیه ومجازات طبیعی..................................................................................3  

اساس فکردرتنبیه ......................................................................................4

اهداف ومقاصد تنبیه ...................................................................................6

زیان های تنبیه ........................................................................................ 8

نکات مهم درامرتنبیه ................................................................................. 9

شیوه های تنبیه .......................................................................................10

ابهام درقانون تنبیه (نقد آن)..........................................................................12  

نظردانشمندان درموردتنبیه ........................................................................ 12

نتیجه گیری ......................................................................................... 13

فهرست منابع ....................................................................................... 14 

 

 

 

                                        به نام خدا    

چکیده: 

         تحقیقی که پیش رودارید درموردروش تنبیه درکودکان است وکنکاش وجرقه ی جستجودراین باره ازآن وقتی درذهن من ایجادشد که دیدم وتجربه کرده ام که تنبیه روش خوبی برای تعلیم وتربیت بچه هانیست وازطرفی هرروزدرآموزش وپرورش بخشنامه ی جدیدی درموردممنوعیت تنبیه به مدارس ارسال می شود،ولی متأسفانه بازهم اکثرمدیران ومعلمان به صورت مخفی ودورازچشم مسوءلان واولیاءاقدام به این کارمی کنند0برای جمع آوری مطالب به کتاب های تعلیم وتربیت اسلامی نوشته ی محسن شکوهی یکتا،خانواده ومسائل تربیتی کودکان نوشته ی دکترعلی قائمی،احمددیلمی ومسعودآذربایجانی ،چراتنبیه؟نوشته ی دکترعبدالله مجوزی،رنج کودکی نوشته ی میترارهنمایان،مسئولیت پذیری درکودکان ونوجوانان نوشته ی اکبرسلیمان نژاد مراجعه شدومن حیث المجموع مضرات تنبیه راخیلی وسیع ترازفوایدش یافتم0

این تحقیق به صورت موضوعی مرتب شده ودرآخرنظرات دانشمندان ونتیجه گیری داردوازکاستیهای کارمن عدم دسترسی به منابع بیشتر بودکه نتوانستم حق مطلب رابه درستی اداکنم ودرکناراین می شد تحقیقی هم درموردروش تشویق درکودکان نوشت وارائه کردکه ازخوانندگان این تحقیق می خواهم دراین مورد،اگرتوانستندبه کنکاش بپردازند0

كليدواژه ها: تنبيه،مجازات طبيعي،توبيخ ،فطرت،

 

بنابه تعریف،تنبیه عبارت است ازارائه ی یک محرک آزاردهنده تاتنبیه کننده(تقویت منفی)به دنبال یک رفتار(نامطلوب)برای کاهش دادن احتمال آن رفتار0برای مثال،اگربعدازانجام رفتاری نامطلوب ازسوی کودک ،مثل گفتن یک حرف زشت،با                ارائه ی یک محرک آزاردهنده ،مثل سیلی زدن به او،خواسته باشیم که احتمال بروزرفتارنامطلوب رادراوکاهش دهیم ،اوراتنبیه کرده ایم0

         درآزمایش مربوط به موش ،به جای وعده ی غذا(تقویت کننده ی منفی)،هربارکه اهرم رافشاردهدبه اوضربه ی برقی (-s) واردمی کنیم0 به تدریج احتمال اهرم فشاری ازسوی موش کاهش می یابد0این نیز مثالی ازتنبیه است که درآن رفتاررا،به عوض تقویت کردن،تنبیه کرده ایم0َشکل زیر:              

نتیجه                                              (ارائه ی تقویت کننده ی منفی)-s                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          (رفتارکنشگراهرم   فشاردادن)     R        

         باتوجه به مطالب ذکرشده،تنبیه عبارت ازفرایندی است که درآن رفتارکنشگرفرد(رفتارنامطلوب)باتقویت کننده ی منفی دنبال می شودوهدف آن کاهش احتمال آن رفتارفرداست0هم درتنبیه وهم درتقویت منفی ازتقویت کننده ی منفی (محرک آزاردهنده)استفاده می شود،امادرتنبیه،پس ازانجام رفتارازسوی فرد ،نقویت کننده ی منفی ارائه می شودوهدف آن کاهش احتمال رفتاراست(سیف، 1371،ص246).

تنبیه درلغت،به معنی آگاه کردن ودراصطلاح تربیت نوعی تحریک عاطفی ازغیر راه مهرورزی وگاهی باخشونت وامری مقابل تشویق است0این تحریک که صورت هشدارودرنهایت نتیجه ی بازدارندگی ازانجام وادامه ی یک عمل راداردممکن است به صورت:نشان دادن حالت نارضائی وغم واندوهوتأسف ازعمل باشد0ویابه صورت واردآوردن ضربه بربدن بادست یاباوسیله ی دیگر0همچنین ممکن است این امربه صوئت اجرای برنامه ای آزاردهنده باشدبدین گونه که اوراازشیئی موئدعلاقه محروم کرده وازدستیابی به هدف دوست داشتنی اورابازدارند0درهمه حال تلقی کودک ویابزرگ ازتنبیه این است که اهانتی براورواداشته شده وموردتحقیرقرارگرفته وازاوخواسته اندبه عملی اقدام یا عملی راترک کند0کودک تنبیه رابرای خودبرخوردی ناروامی شناسدوآنرابرای خودهشداریاخطری به حساب می آورد(قائمی، 1374،ص318).

         ازنظرتربیت تنبیه وسیله ای است حساس وخطرناک وبایدسعی شود تاحدودامکان آن رابه کارنگیرند،مگرآن گاه که فرددرمسیرلغزش وانحراف باشدوسدراه اوجزازآن طریق امکان پذیرنباشد0ویامی خواهیم طفلی رابه راه صلاح آوریم وشیوه ای جزاین شیوه دراختیارنباشد0درآن گاه که ازاین وسیله ی تربیتی برای اصلاح وبازداشتن فرداستفاده می شودبازهم بایداندیشیده وازروی حساب باشد که صدمه ی جدیدی برکودک واردنیاید ووضع اوراازبد بدترنکند(همان منبع،ص318).

         تنبیه دراصل مجازاتی است درموردشخص خاطی تااورابیاگاهاندوازخطادورش بداردودرنهایت به راستی وراه صواب سوقش دهد(مجوزی ، 1374،ص13).

اصل خوشی یک طرف دیگرمخالف هم داردکه ممکن است درآموزش به همان اندازه ی تدبیرموثرباشد0اگرماعمل ممنوعی رابه قدرکافی دردناک سازیم ،بچّه به تکرارآن راغب نخواهدشد(سلیمان نژاد،1383،ص197).

·   تنبیه ومجازات طبیعی :گروهی ازدست اندرکاران تعلیم وتربیت که دررأس آن ها«ژان ژاک روسو»قراردارد،معتقدند که انسان هرگز درتربیت خردسالان نیازی به مجازات وتنبیه ندارد زیرابرای هرعملی مجازات وتنبیه طبیعی وجود دارد0کودکی که سیب فاسد می خورد،دچاردل دردمی گردد0طفلی که به آتش نزدیک می شود از آن آسیب می بیند وکودکی که باچاقوبازی می کند،زخم وجراحت اوراتنبیه ومجازات می نماید؛وبالاخره برای هرعمل ورفتارغیرمطلوبی،تنبیه ومجازات طبیعی وجود دارد0که متناسب باآن می باشد0لذااین گروه ازدانشمندان تعلیم وتربیت کودک رابه   طبیعت وامی گذارندومعتقدندکه،طبیعت عهده دارتنبیه ومجازات اعمال نامطلوب کودک می باشدوانسان نیز هرچندخردسالباشدطبعا"به لذت وتمتع ازآسایش ورفاه،متمایل وازعواملی که موجبات رنج والم اورا فراهم می آورد گریزان است0

         «هربرت اسپنسر»به مربیان سفارش می کند که:بهترین وسیله ی وصول به هدف این است که هرکسی ثمره ی رفتار وعکس العمل های کارهای خودرا شخصا"ببیندومی گوید:برای تعلیم اخلاق،توسل به وسایل تلقینی،کاری عبث وبیهوده است0وی می گوید:بهترین سنتی که بایددرتأدیب طفل ازآن پیروی شود،مجازات طبیعی است که متناسب باعمل اوست،اماتنبیه بدنی وتوبیخ وزجرطفل،ازنوع تنبیه ومجازاتی است که فاقدهرگونه ارزش واهمیّت استرياپ،چون مخالف باسنن وقوانین طبیعت است0ونظربه این کهمیان جرم طفل وکیفرهاوتنبیه تأدیبی معمول،فاصله ای وجود داردوباهم متناسب نیستند،ضرروزیان چنین تنبیهاتی،ازنفع آن هابیشتراست0به همین جهت می گوید:ایده ومثال اعلای کیفرصحیح راباید درمجازات طبیعی یافت که به هیچ وجه به ندای عواطف واحساسات گوش فرانمی دهدوهیچ گونه شفاعت ووساطتی نزداو پذیرفته نیست وبه هیچ رودراجرای مجازات،ازخودتردیدوگریزی نشان نمی دهد،وهیچ نیرویی نمی تواندمانع ازاجرای حکم اوگردد                                   (شکوهی یکتا ،1376،ص166).

         باید گفت ،سیستم تنبیه ومجازات طبیعی،سیستمی مردودوغیرقابل توجه است ازآن جهت که سیستمی عاری از رحم وعاطفه بوده واحیانا"خطرناک ومرگ زااست0بنابراین طفلرادرپناهگاه امنی ازنظررنج وشکنجه قرارنمی دهد،بلکه همواره اورا مواجه باخطرهای غیرقابلاغماضی می سازد0اگرماازمثال های اسپنسردرمجازات های طبیعی (مثل زمین خوردن کودک ومجروح شدن پای او)صرف نظرکنیم،درباره ی گلوله ی آتشی که طفل می خواهد آن رادردست بگیردچه خواهیم گفت؟آیاپدرمی تواند دربرابراین بازیچه ی خطرناک،ساکت وبی تفاوت بماندتاخودطبیعت اورامجازات کند؟مجازات طبیعی غالبا"تناسب ریاضی باخطا واشتباهات کودک ندارد0به هرحال نظریه ی مجازات طبیعی اگرچه دربرخی ازموارد عاری ازخطر،می تواندبه عنوان یک وسیله ی تربیتی موقّتی،قابل قبول باشد،ولی نمی توانیم آن رابه صورت یک ضابطه ی تربیتی بپذیریم وبه تمامی موارد واوقات تعمیم دهیم(همان منبع).

·   اساس فکردرتنبیه:اساس فکردرتنبیه وسیله قراردادن آن برای سازندگی واصلاح کودک این است که طفل ازعواطف مزاحم گریزان است،دردوغم وبی اعتنایی رابرای خودنوعی تحقیر،اهانت ویاشکست حساب می کند ودوست داردچنان وضعی برای اوپدید نیاید ویااگرهم به وجودمی آیدکسی سردرنیاورد0روان کاوان                   می گوینداساس زندگی کودک بویژه درسالهای اولیه ی زندگی براساس جلب لذت ودفع الم است0 ازهرچه که  برای اولذت بخش وخوشایندباشداستقبال می کندوازهرچه که برای او دردآورورنجآفرین است،فرارمی کند،طبیعی است که تنبیه برای کودک امری دردآورباشدواین خودسبب گریز کودک ازعملی است که عاقبت آن تنبیه است0والدین ومربیان وجوداین زمینه رادرکودک که صورت فطری وسرشتی داردمحمل قرارداده وبااستفاده ازآن سعی دارندکودک رابه راه موردنظرهدایت کنند0بدین نظرچنین شیوه وعملی تقریبا"درهمه جای جهان موردتوجه وبهره برداری قرارمی گیرد0ازجهت دیگرکودکان تدریجا"درمی یابندکه هرکسی مرتکب خلافی شده است بایدخسارت آن رابپردازدوصدمه ی ناشی ازآن راتحمل کند0اوکه خودبرخلاف هدایت وآگاهی والدین عمل می کند،ناگزیرخودراآماده ی پذیرش جریمه آن می سازد وباناراحتی آن رامی پذیرد0البته درپی آن است که جریمه وعقوبتی برای اونباشدولی می داندکه این شدنی نیست(قائمی، 1374،ص319).

        بچّه هارامعمولا"بدون تنبیه نمی توان بارآورد،اماهرچه والدین ومعلمان              عاقل ترباشندبه همان اندازه کمتربه تنبیه احتیاج می افتد0هروقت خودراناگزیراز تنبیه بچّه دیدیم اعتراف به شکستی ازطرف والدین یامعلم کرده ایم،چه معنی آن این است که نتوانسته ایم بچّه راازراه دیگری به خوب بودن یاانجام آنچه ازاوانتظارمی رودسوق دهیم0پدرانی که پسرانشان راسیلی می زنند برحسب سنت می گویند:این کارمرابیش ازتوبه دردمی اورد0 جواب این است که بایداین طورباشد0

         وقتی آدم بزرگی ،خودرامجبوربه تنبیه بچّه می بیندفی الواقع بایدخودش راتنبیه کندزیراشکست خورده است0

         مع ذلک گاهی تنبیه لازم است تارفتارمقبول تری به بچبه بیاموزند،طوری تنبیه کنیم تابه رشدحس مسئولیّت پذیری کمک کندنه این که آن رابه تأخیراندازد(سلیمان نژاد،1383،ص198).

        یکی ازهدف های تنبیه دراسلام،پندواندرز به دیگران وعبرت آموزی ناظران تنبیه است0خداوندمتعال درقرآن کریم درمورد تنبیه زن ومردزناکار                          می فرماید:«بایدگروهی ازمومنین،حاضروناظرتنبیه زن ومردزناکارباشند0»منظوراین است که دیگران بامشاهده ی تنبیه گناهکار،عبرت اندوزند؛وازطرفی نیزخودمتخلف،بیشترتحت تأثیرتنبیه قرارگیرد0چون اثری کهازتنبیه عایدگناهکارمی شودعلاوه بردردورنج،این است که رسواومفتضح                می شود0بی تردید علاقه به برقراری واحتراموسرافرازی،درانسان فطری است ووقتی تنبیه به طورعلنی انجام گرفت بررنج اومی افزایدونیروی بازدارنده ای رادرمتخلف تقویت می کند0گاهی درموردکودکان ونوجوانان،شرایطی پیش می آیدکهناگزیربایدبه منظورجلوگیری ازتکرارتخلف آن هاعلنا"تنبیه شوندتادریک فرصت محدود،نتیجه گیری گسترده تری عایددیگران گردد(شکوهی یکتا، 1376،ص175).

·       اهداف ومقاصد تنبیه: اهداف ومقاصد تنبیه می توانندبدین شرح باشند:

-آگاه کردن کودک به رفتارناصواب وبه خطایی که مرتکب شده است0

- جلوگیری ازتکرار عملی ناصواب ،بویژه درآن چه که صورت خلاف شرع هم داشته باشد0

- تلافی وانتقام رفتاری که درآن تجاوز وتعدّی به حقوق وحدوددیگران وجود داشته باشد0

- چیره ساختن فردبرخودوشقاوت وشرورخودوپیشگیری ازسقوط اودرجاده ی بدبختی بعدی0

- دادن درس عبرت به دیگران تابدانندکه نبایدبه چنان رفتاری تن داد0

- واداشتن به احساس دردورنجی که دیگران متحمل می شوندوچشاندن مزّه ی اذیّت وآزاروضرب وشتم0

حفظ وسیانت اوودیگران ازخطراتی که درسرراه آن هاست0

-    وبالاخره شرطی کردن اودربرابراعمال ناصواب وواداشتن اوبه ترک شروباطل (قائمی، 1374،ص333).

·   اصول وشرایط تنبیه :1- شرط استحقاق:این نخستین شرط است که ببینیم آیاکودک استحقاق تنبیه راداردیانه؟استحقاق جه نوع تنبیهی را؟کتک زدن؟محروم کردن؟سرزنش وملامت شنیدن؟این سخن رابدان خاطرمتذکرشدیم که درمواردی کودک مستحق تنبیه نیست(مثلا"بی احتیاطی).

2- رعایت سن:طفلی که موردتنبیه قرارمی گیرددرشرایط مختلف سنی وضع وحال مختلفی دارد0همه گاه نمی توانبرنامه ی واحدی رادرباره ی افرادراپیاده کرد0درجه تحمّل درد ومقاومت درکودکان مختلف یکسان نیست 0به طفل خردسال نمی توان سیلی زد وکودک کم سن توان تحمّل ضربه راندارد0

3- رعایت رشد:این هم شرط مهمی استکه به غیرازجنبه های مربوط به سن شرایط دیگری هم درزمینه ی رشد موردتوجّه قراردهیم :رشدبدنی،عاطفی،روانی،هوشی 0 وعقلانی کودک را 0

4- شرط تناسب:غرض تناسببامیزان جرم است0یعنی بهخاطرمسأله ی ناچیزی کودک راتنبیه نکنیم0اصل براین است که بین میزان جرم وعقوبت تناسبی باشد0

5- شرط حالت وروحیّه :درتنبیه شخصیّت انفعالی وحالاتوروحیّات کودک راباید درنظرداشت0

6- شرط عدالت:تنبیه بایدشرافتمندانه ومبتنی برضوابط عدالت وتقوی باشدنه مبتنی برانتقام جویی وعقده تکانی وکینه دل راخالی کردن واین امری است که جدّا"بایدموردتوجّه والدین ومربیان کودک باشد0

7- رعایت تنوع:تنبیه لازم نیست همه گاه براساس یک شیوه ویک صورت باشد،مخصوصا"برای کودکی که بارهاموردتنبیه قرارگرفته وبازهم خطاکاراست(البتّه درچنین مواردی ضروری است که تنبیه متوقف وعلّت آن جستجوشود).

8- شرط حداقل:تنبیه رانبایدباخشونت وباظرفیت حداکثرتوان اعمال کرد مخصوصا"اگراعمال آن برای اولین باروآن هم برای کودک باشد0(همان منبع،ص335)

·   زیان های تنبیه :زیان های تنبیه عبارتنداز:1- شکستن شخصیّت 2- بی اعتمادی به مربیان 3- ایجادزمینه برای خشونت ها 4- پیدایش ترس واضطراب 5- تسلیم وبردگی 6- جرم وتبهکاری 7- بدآموزی ها 8- آسوده کردن ناصواب وجدان

عواقب ناشی ازتنبیه بدنی رافهرست واربرمی شماریم:

-         تنبیه بدنی بچّه هارادروغگوبارمی آورد،به حیله گری وریاکاری وادارمی کند0

-         علاوه برصدمات جسمی ،رنج وتحقیربه دنبال می آورد0

-         سبب ترس وجبن می شود0افسردگی وبیماری های عصبی ایجادمی کند0

-         بچّه رابه سمت [خودآزاری سوق می دهد0

-         بچّه رابه دیگرآزاری می کشاند0بچّه رالجباز می کند0کودک راگوشه گیر می -کند0

-         باعث کندذهنی می شود0بچّه رابی ارادهونسبت به اطرافیان بی تفاوت می سازد0

-         حس کنجکاوی وابتکارعمل رادربچّه هاازبین می برد0

-         اطمینان واعتماد کودکان رانسبت به بزرگترها سلب می کند0

-         کودک رادچاریأس وحرمان می کند0

-    کودک راعاصی بارمی آورد0بچّه راگرفتار عقده ی حقارت می کندوگاهی تاسنین بزرگسالی اوراراحت نمی گذارد0اضطراب دائم رادرکودک دامن می زند0

-    سرپیچی ونافرمانی رادرکودک شدّت می دهد0شهامت وغروربچّه هاراازبین               می برد0بچّه راپرخاشگر می کند0دربچّه تنفّرایجاد میکند0

-         نهایتا"به سلامت روحی وجسمی طفل ضربه می زند0(مجوزی،1374،ص34)

·        نکات مهم درامرتنبیه: درامرتنبیه کودکان بایدتوجه کردکه اهم آن هابدین قرارند:

1-  قبل ازاعمال تنبیه بایدریشه وعلّت تخلّف راکشف کردتاباازمیان بردن آن ازتکرارتخلّف جلوگیری به عمل آید0

2-    تنبیه باید به عنوان آخرین روش تربیتی  مورداستفاده قرارگیرد0

3-  تنبیه کودک،کاربسیارحساسی است 0مربّی درتنبیه کودک بایدفوق العاده دقیق ومحتاط باشد0به همین جهت به اولیاءومربیان توصیه می شودتاآن جاکه ممکن است به تنبیه بدنی متوسّل نشوند0

4-  درهمه حال بایدسعی ومراقبت به عمل آیدکه تنبیه درحضورجمع خصوصا"درمقابل دوستان کودک اعمال نشود0زیراموجب افراط در رنجاندن کودک وسبب پیدایش حالت گستاخی دروی می گردد0

5-  معلّم نبایدبه هیچ امرتنبیه رابه دانش آموزان دیگرمحوّل نماید،که این امر درروان کودک وهمچنین درروابط فیمابین دانش آموزان ،اثرنارواوزیان بخش به جای             می گذارد0 

6-  بایدعمل بدکودک نکوهش شودنه شخصیّت اوازهمه ی جهات موردتحقیر واقع شودوتنبیه به نشانه ی تنفّرازعمل زشت وی بایدصورت پذیردنه تنفّرازخودکودک0

7-    تنبیه به صورت مضاعف کاری خطاست،یعنی هم کتک زدن درکارباشدوهم طعنه ونیشخند0

8-  تنبیه لازم نیست همیشه زبانی باشد0گاهی یک نگاه ملامت بار،بی اعتنایی و.... می -تواند برای طفل آموزنده وسازنده باشد0

9-    اگرکودک فلج یاناقص العضو،خطایی مرتکب شدنبایدعلاوه برتنبیه ،نقص عضواورابه رخش کشید0

10- درمقام تنبیه به رخ کشیدن خوبی های همسالان کودک،غالبا"نمی تواندنتیجه ی مفیدی دربرداشته باشدزیرادربیشترمواردچنین عملی موجب تحریک حس حسادت کودک نسبت به همسالان خود می گردد0

11- نبایدکودک به وسیله ی اوهام وخرافات وپدیده های غیرملموس تهدیدشود؛مثلا"نبایداورابادیو،غول وامثال آن بترسانند0

12- دربرخی ازمواردلازم است اگریکی ازپدرومادریامربیان کودک راتنبیه می کنند دیگری میانجی گرددواغلبتّه نبایدهیچ یک از آن هادیگری رادراعمال تنبیه تخطئه نماید0

13- تنبیه نبایدبه هیچ وجه بخاطرانتقام وتشفی خاطرانجام پذیرد0بنابراین بایدمربی درحین تنبیه کودک کاملا"براحساسات خودمسلّط باشد0به گونه ای که درکودک این احساس پدید نیایدکه آن هاازتنبیه وی خوش حالند0 (شکوهی یکتا،محسن،1376،ص177)

·        شیوه های تنبیه:

1-  تذکر:غرض یادآوری وواداشتن فرددربخاطرآوردن مسأله است0چه خوب است که درکلاس درس ویادرخانه های پرجمعیّت تذکّرات به صورت مبهم وبدون طرف خطابدادن فردمعیّنی صورت گیرد،به اصطلاح معروف،شمابه دربگویید تادیوارگوش کند0

2-  نگاه بامعنی :گاهی شما می توانیدبانگاهی عمیق وجدّی وپرمعنی کودکی راکه درمسیر خطاست ازعملشبازداریدبه حدّی کهدیگرنیازی به کتک زدن اونباشد0

3-  اخطار:گاهی به جای این که کودک راتنبیه کنیم می توانیم بهاواخطارکنیم،توجهش دهیم که باراه وروش خاصّی که درپیش گرفته به چه سرانجام خطرناکی کشیده خواهدشدوچه عقوبت هایی درانتظاراوخواهدبود0اخطارها می توانند هشداردهنده باشندوطفلرابه خودآورند0

4-   تحکّم:غرض سلب آزادی اودرانجام یک فعل است 0سدراه اودررسیدن به هدف نانطلوب ونارواست0

5-  محروم کردن:ازشیوه های تنبیه محروم کردنطفلاست ازچیزی که موردعلاقه ی شدیداوستبه تناسب لغزش واشتباهی که کودک مرتکب شدهخ است می توان اوراازلذّتی منع کرد0

6-  سرزنش وملامت:تنبیه گاهی می تواندبه صورت سرزنش وملامت باشدوبه رخ کشیدن اعمال ناروای اوکه منجربه چنان دعقوبتی شده است0رعایت این نکته مهم است که سرزنش وملامت نباید به افراط کشیده شود0زیراملامت آتش لجاج راروشن می کند0

7-  توبیخ :ازجلوه های تنبیه توبیخ است وغرض کلمات درشت وزننده ای است که احساسات وشخصیّت کودک راخردوجریحه دارکندواینخودوسیله ای باشدبرای بازگشت وبه راه آوردن فردوقراردادن اودرمسیری درست0

8-  قهرکردن:ازشیوه های مهم تربیتی که دراسلام به آن توصیه شده است قهرکردن است0امام رضا(ع) به فردی کهدرنزدش ازفرزندخویش شکایت داشت ومی گفت گاهی اوراتاچندضربه شلاق می زند،فرموداورانزن،بااوقهرکن ولی ادامه نده0

9-  تهدید:تهدیدسببی ووسیله ای برای خودداری ازانجام عمل است0شک نیست که درتهدیدبایدازسخنی بحث به میان آوریم که قصداجرای آنراداریم0تهدیدهای میان خالی نه تنهاکاری ازپیش نخواهدبردبلکه سبب آن می شوندکه فردنسبت به سخنان مربی شک وتردیدروا دارد ودرباره ی آن حسابی بازنکند0

10-  اعتراف وعذرخواهی :این که فردغرورخودرابشکندوبه صراحت به اشتباه خوداعتراف کندوازگذشته اش عذربخواهدخودشیوه ای ازتنبیه است ومی توانددرس موثری برای فردباشدکه دیگرباربدان امرتن درندهد(قائمی، 1376،ص340).

·   ابهام درقانون تنبیه (نقدآن):واقعیّت این است که والدینی که دست به اعمال خشونت آمیز علیه فرزندشان (یابه تعبیرخودشان تأدیب وتنبیه!)می زنند0خودردراین خصوص محقّ می دانند0براساس ماده ی 1179 قانون مدنی:« ابوین حق تنبیه طفل خودرادارند،ولی به استناداین حق نمی توانند طفل خودراخارج ازحدودتأدیب ،تنبیه نمایند0»واین حدودتأدیب مشخص نشده است(رهنمایان، 1381،ص81).

·   نظردانشمندان درمورد تنبیه:تنبیه بدنی آخرین مرحله است که درصورت عدم موفقیّت درمراحل قبل،باوجودشرایط خاصّی ازآن استفاده می شود0شیوه های تنبیهی به طورکلی وتنبیه بدنی به طورخاص محل اختلاف صاحب نظران است0برخی مثل سعدی ومولوی طرفدارتنبیه بدنی بوده استفاده ازآن راتجویزمی کنند0برخی دیگرچون غزّالی،بوعلی وابن خلدون،مربی راازتنبیه بدنی بیش ازسه باردرمواقع خشم بازداشته اند0درمیان روان شناسان نیزبرخی همچون دین وهولزباووجودشرایط خاصی استفاده ازتنبیه رادرامرتغییررفتارمفید می دانند(آذربایجانی ودیلمی، ص337). باوجوداین اغلب روانشناسان مخالف استفاده ازتنبیه برای یادگیری یاتغییررفتارهستند0اسکینرباجدیّت بیشتری،استفاده ازتنبیه رابه طورکلی خطرناک ونامطلوب وبی تأثیرمی شمارد(همان منبع).

·   نتیجه گیری:اگرمابتوانیم فطرت کودک رابیدارکنیم،وجدان اورازنده واحیاکنیم،اورابه ارج وقیمتی که داردآگاه سازیم،خواهیم توانست بدون استفاده ازکتک کاری اورابه راه آوریم0به فرموده ی علی (ع)فردعاقل ازراه ادب آموزی پندمی گیردوبهائم ازراه کتک کاری وضرب0

         دراسلام مربّی وادارمی شودشیوه ای درپیش گیردکه کارش به کتک زدن نکشد واین ازطریق آشناکردن طفل استبه ضوابط حیات وپایبندی به مقررّات وضوابط به خاطراحساس وظیفه ورغبت به انجام دادن اوست0درآن گاه که دیگرشیوه های سازنده وهدایت کننده مثر واقع نیفتاددرحدرفع ضرورت وهمانندمصرف دارویی وبه همان میزانمی توان ازتنبیه بهره گرفت واین سخن جای انکار وتوجیه ندارد0 والسلام0

 







                                   فهرست منابع:

 

1-    آذربایجانی،مسعودودیلمی،احمد،1384،اخلاق اسلامی،قم،دفترنشرمعارف

2-    سلیممان نژاد،علی اکبر،1383،مسئولیت پذیری درکودکان ونوجوانان،قم،انتشارات میرفتاح

3-    شکوهی محسن،1376،تعلیم وتربیت اسلامی،تهران،شرکت چاپ ونشرکتاب های درسی

4-    رهنمایان،میترا،1381،رنج کودکی،تهران،انتشارات صنم

5-    قائمی ،علی،خانواده ومسائل مدرسه ای کودکان،تهران،انتشارات انجمن اولیاومربیان

6-    مجوزّی،عبدا...،1374،چراتنبیه؟،تهران،انتشارات انجمن اولیاومربیان

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:38  توسط ایوب مقصودی  | 

نام ونام خانوادگی: ایوب مقصودی        سمت: معاون اجرایی مجتمع                 مدرک تحصیلی: کارشناسی ارشد                      رشته تحصیلی:فلسفه تعلیم وتربیت

کدپرسنلی:                             مدرسه محل خدمت:تربیت قویی                       شماره تلفن محل کاروهمراه:

 

چکیده داستان:سال تحصیلی 1384بودکه من بعنوان مدیرآموزگاربرای مدرسه ابتدایی شهیدمنتظری آقاجقلوابلاغ مدیرآموزگاری گرفتم.فاصله روستاتاشهرگرماب حدودا"50کیلومترودرطرف غرب آن قرارداردوازطرف غرب بافصله 12کیلومتربه جاده بیجار-زنجان می رسد.مردم روستااکثرا"باکشاورزی ودامداری به کسب روزی ومعیشت می پردازند.مردمی خونگرم ومهمان نواز.مدرسه ای داردآجری بادیوارهای خشتی،بادانش آموزان تشنه یادگیری علم ودانش وفوقاعاده معصوم وبی ریا.علاقه من به خدمت درمنطق محروم سبب شدکه این روستا رابه عنوان محل خدمت برگزینم ودرآن جابیتوته کنم.آخرهفته برای سرکشی وتجدیددیدار به خانواده پدری باوسیله نقلیه موتورسیکلت به روستای خودمان قویی که نزدیکی گرماب است می آمدیم .فصل پاییزباهمه مشکلاتی که داشتیم گذشت.ازجمله آمدن به اداره و...

          دی ماه بودکه من همراه همسرم بعدازظهرجمعه سواربرموتورسیکلت به روستاآقاجقلومی آمدیم که برای فرداصبح شنبه برای کلاس آماده شوم.هواسردبودوجاده هم گل وبرف.نزدیکی روستای  باشقشلاق که رسیدیم زنجیرچرخ موتوربراثرگل ولایی که لای گل گیر،گیرمی کردپاره شدومن عاجزازدرست کردن آن ،به همسرم گفتم شماکناراین موتوربایست ومن بروم ازروستای باشقشلاق کمک بگیرم.اول به سراغ راننده یک وانت باریانیسان رفتم چون آنجاتعمیرکارنبود.ایشان به جشن عروسی دعوت شده بود.به آن مجلس مراجعه کردم راننده بااین که آنجابودپیام دادکه بگوییدمن نیستم .به سراغ چندنفردیگررفتم ونتوانستم کاری ازپیش ببرم.به مخابرات روستارفتم تاشایدبه روستای آقاجقلو تلفن بزنم وازآنجایک ماشین بگیرم .متأسفانه خط تلفن هم قطع بود.باتمام یأس وناامیدی پیش همسرم برگشتم ایشان هم ازسرمامی لرزید.چاره ای نداشتم به خداتوکل کردم وموتورخاموش راهول می دادم وگاهی همسرم درسربالایی هاکمکم می کردتابلکه به روستای آقاجقلوبرسیم.خورشیدهم کم کم چهره اش رازیرنقاب کوههاپنهان می کرد.کمی به همین منوال گذشت ومن وهمسرم نفس نفس زنان به کار ادامه می دادیم.که ناگهان چراغ یک ماشینی چشم ماراخیره کرد.رفتم وازراننده خواهش کردم که به ماکمک کند .دیدم آقای حسینی مسوول کمیته امدادگرماب است که ازسرکشی روستاها دوربه سمت گرماب می آید.مارادیدماجراراپرسیدومن آن رابرایش تعریف کردم. موتورراداخل ماشین گذاشتیم وسوارآن شدیم.ماشین بسیارگرم بودواین بودکه مابه مقصدرسیدیم.ازایشان بسیار تشکرکردم ومن خداراشکرمیکردم که به ماکمک کردودرآن روزتوانستیم صحیح وسالم به مدرسه برسیم.

تونیکی می کن ودردجله انداز                                       که ایزددربیابانت دهدباز

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:33  توسط ایوب مقصودی  | 

به نام خدا

تجربه تربیتی درخصوص نمازدرمدرسه

«اگرمی خواهیدباخداحرف بزنیدنمازبخوانیدواگرمی خواهیدخداباشماحرف بزندقرآن بخوانیدوشماره تلفن خدابرای این که بااوحرف بزنید24434 حتی نصف شب هم تلفن کردن به خدامزاحمت نیست!».این جمله ای است که همیشه من آن رابرای دانش آموزان بازگو           می کنم.ومنظورازاعدادهمان تعدادرکعت های نمازیومیه می باشد.

   مسأله این بودکه می دیدم بعضی ازدانش آموزان به نمازعلاقه کمتری نشان                   می دهندوتجربه تربیتی من برای علاقه مندکردن دانش آموزان به نمازجماعت این بود که وقتی درمدرسه نمازجماعت ظهر برگزارمی کردیم؛حالابیشترمواقع که خودم پیش نمازبودم دربین دو نمازظهروعصربرای دانش آموزان ازقصه های قرآنی بازگومی کردم که همراه باتلاوت آیات چندی ازآن سوره ی مذکورهمراه می شد ودانش آموزان باعلاقه بیشتری به این قصه هاگوش می دادندوبعضی مواقع ادامه داستان های قرآنی به جلسات بعدی موکول می شدکه دانش آموزان باحرص وولع بیشتری انتظاربرگزاری نمازجماعت وبازگوکردن قصه رامی کشیدندوهمچنین مادراین جلسات ازبین دانش آموزانی که درنمازجماعت شرکت می کردندبرای مسابقات فرهنگی،هنری مدرسه ازجمله (مسابقه نماز،اذان،قرآن،کارهای دستی،نقاشی و...) ثبت نام می کردیم وحتی ثبت نام برای مسابقه فوتسال واعضای تیم هم دراین جلسات نمازجماعت انجام می شدوکسانی می توانستنددراین تیمهاعضوباشندکه به طورمرتب درنمازجماعت حاضرمی شدند ،طوری که همه ی دانش آموزان ازنمازجماعت خاطره ی خوبی داشتندوباعلاقه درآن شرکت می کردندونمازراسکوی پیشرفت وترقی خودشان می دانستندکه آن هارابه کاروتلاش بیشتروامی دارد.

قبول هرعبادت                                      درگرونمازاست

یگانه راه راستین                                    اقامه نمازاست

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:31  توسط ایوب مقصودی  | 

بسمه تعالي

جمهوري اسلامي ايران

سازمان آموزش وپرورش استان

اداره آموزش وپرورش منطقه افشار

 

عنوان اقدام پژوهي:

چگونه مي توانم افزايش انگيزه براي پيشرفت تحصيلي دردانش آموزان راايجادكنم؟

پست سازماني: مديرمدرسه

رشته ي تحصيلي: تاريخ وفلسفه ي آموزش وپرورش

آخرين مدرك تحصيلي: كارشناسي ارشد

دوره ي تحصيلي:آموزش ابتدايي

سمت فعلي: مديرمدرسه

شماره ي پرسنلي: 89090712

سال تحصيلي

1389- 1388

 

تشكروقدرداني

      ازكليه دبيران ،معلمان ومربي پرورشي مدرسه آقاي محمدي كه نهايت سعي وتلاش خودراكردند كه اين برنامه باموفقيت اجراگردد،كمال سپاسگزاري رادارم.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                           شماره صفحه

...............................................الف

تشكروقدرداني....................................ب

مقدمه..........................................1

تعريف وطرح مسأله...............................2

توصيف وضعيت موجود.........................................3

روش هاي گردآوري اطلاعات........................................4

راهكارهاي ايجادانگيزه دردانش آموزان وتأثيرآن درپيشرفت تحصيلي........................................4

تجزيه وتحليل داده ها...........................................5

ويژگي هاي پيشنهادي براي تغيير.........................................6

چگونگي اجراي تغييرپيشنهادي.................................7

چگونگي نظارت برراه حل جديد.........................................8

چگونگي ارزيابي ازنتايج راه حل جديد........................................8

تصميم نهايي..................................8

پيوست ها:جدول هاونمودارها..................................10

منابع ومآخذ................................11

چكيده

رفتارگراياني چون بي،اف،اسكينرادعاكردندكه درآغاززندگي،ذهن همانندلوح سفيدي است وتجارب وحوادث بيروني به تدريج رفتارهاي معيني راشرطي مي سازند.براساس نظريه ي رفتارگرايي،انگيزش ويادگيري رامي توان ازطريق پاداش هاي بيروني ومشوق هايي مانندژتون ها،جوايزوحتي نمره،كنترل وهدايت كرد.روان شناسان انسان گرايي همچون آبراهام مزلووكارل راجرزاظهارداشتندكه زندگي آدمي باتمايل به رشدوخودشكوفايي آغازمي شودامايادگيري،تحولات طبيعي وافرادوياحوادث موثر،اين فرآيندراتسهيل مي كنند.انگيزش نقش مهمي درآشكارساختن نيازهاوتمايلات بنيادي معيني داردكه توسط محيط،موردحمايت،ياممانعت قرارمي گيرد.مجموعه ي ديگري ازنظريه هايي كه ازرويكرداجتماعي_شناختي يارفتارگرايان اجتماعي نشأت گرفته اند،براهميت عوامل بيروني مهمي مثل دريافت حمايت اجتماعي وعاطفي ازسوي افرادموثر(مانندتوجه دلسوزانه،احترام،تشويق،)وپاداش هاي بيروني ومشوق هاي محيطي(مانندكسب موقعيت براي معروف شدن)روي انگيزه ي يادگيري تأكيددارند(مك كومبزوپاپ،1388،ص23تا24).

مادراين اقدام پژوهي سعي كرديم روشهايي رابيابيم كه به ماكمك كندتادانش آموزان درفعاليت هاي تحصيلي خوداحساس توانمندي بيشتري كنندواين راهم بامشوق هايي چون برنامه ي تلاش آفرين اجراكرديم ونتيجه ي خوبي هم گرفتيم وبه سايرمعلمان ومديران هم توصيه مي كنيم اين برنامه انگيزشي راامتحان كنندكه اميدواريم گامي به سوي جلو باشد. ازكاستيهاي اين مقاله عدم دسترسي به منابع بيشتردرباره موضوع تحقيق بودكه دراين مورد عذرماراپذيراباشيد.

  

مقدمه

      معلمان به طورمعمول دانش آموزاني راكه سخت كوش،ساعي وعلاقه مندبه دروس باشند،درزمره ي دانش آموزان خوب قرارمي دهندويابه طورخلاصه مي گويند:دانش آموزان خوب آن هايي هستندكه دردروس خودانگيزه دارند.احيانا"منظورايشان دانش آموزاني است كه درفعاليت هاي آموزشي خودموفق هستند.به طوركلي همه ي انسان هابه جزبيماران روحي _رواني براي برخي ازكارهاانگيزه دارندوبراي برخي ديگرهيچ انگيزه اي ندارند.همواره ديده ايم كه بعضي ازجوانان به طورمثال براي بازي فوتبال انگيزه دارند،برخي ديگرفرضا"براي خريدموتورسيكلت وبرخي هم براي اين كه براي ديگران ناراحتي هاي مختلف را به وجودآورند،انگيزه دارند.درواقع همگي براي كاري انگيخته شده اند،ودليل نداردكه اين كارهمواره تكاليف مدرسه باشد(اسپالدينگ،1377،ص13).

         همواره دانش آموزان سخت كوشي هستندكه دركارهاي خودپيشرفتي هرچندكند،امايكنواختي دارندوهمچنين دانش آموزان باهوشي هستندكه ازتوانايي هاي خودبه خوبي بهره نمي گيرند.معلمان به طورمعمول دانش آموزان نوع اول رابرنوع دوم ترجيح                     مي دهند.اين معلمان براين باورندكه دانش آموزان داراي انگيزش،حتي اگرازپيشرفت اندكي برخوردارباشند،درمحدوده ي توانايي خودعمل مي كنند.بنابراين تلاش براي افزوني انگيزش تحصيلي ازاهميت بسزايي برخورداراست.ديگرآن كه نظارت بركلاسي كه دانش آموزان داراي انگيزش دارد،بادشواري چنداني روبرونمي شود.چنين دانش آموزاني به برنامه ي انضباطي نيازي ندارندوبه توصيه هاي معلم توجه مي كنندودرمواردلازم به بحث وگفتگوبامعلم مي پردازند.معلم نيزترغيب مي شودتابراي بهبودكيفيت آموزش خودتلاش بيشتري كند(همان منبع،ص14).       

         روان شناسان وپژوهشگران درموردانگيزش انسان به دونوع انگيزش بيروني ودروني اشاره كرده اند.انگيزش بيروني باهدف كسب پاداش واجتناب ازتنبيه ارتباط داردولي انگيزش دروني باتمايل دروني براي انجام موفقيت آميزصرف يك تكليف مرتبط است.كسي كه درموردخود ازاحساس كفايت وخودمختاري برخورداراست،انگيزش دروني دارد.بنابراين معلمان درمحيط هاي آموزشي بايدسعي كننداين دوموردرانزددانش آموزان تقويت كنند(همان منبع،ص16).

تعريف وطرح مسأله 

       آشكاراست،كه دانش آموزبدون انگيزش لازم بهره اي ازآموزش خوب نمي برد.چنين چيزي راهم مي توان درمحيط هاي آموزشي وهم باتوجه به تحقيقات مشاهده كرد.پس دليل اين كه درفعاليت هاي ياددهي ويادگيري بعضي مدارس كمتربه اين موضوع مهم عنايت مي شود،چيست؟وچرااين توجه اندك نيزاغلب درمحدوده ي تحقيقات موجودباقي مي ماند؟آيا              مي توان فرض كردكه معلمان نتايج چنين تحقيقاتي رابه واقع درفعاليتهاي آموزشي خويش به كار مي گيرند؟

         دليل اين تحقيق اين است كه كه نقصاني كه دراين زمينه به طوركلي مشهوداست،برطرف گردد.اگربتوانيم دانسته هاي خويش رادرموردانگيزش باروش هاي عملي دركلاس درس هماهنگ سازيم،به اهداف خودنائل شده ايم.صرفا"دراين صورت است كه مامعلمان خواهيم توانست ازاين داده هابهره ي لازم وكافي راببريم.

         پرسشي كه دراين بابت مطرح است،اين است كه آياكلاس درس رامي بايدباكدامين روش اداره نمود؟معلم _محوري[1] يادانش آموزمحوري[2]وياتلفيقي ازاين دو؟دركلاس هايي كه باروش معلم _محوري اداره مي شود،بيشتربرپيشرفت دانش آموزان(كفايت شخصي)توجه مي شودودرروش دانش آموز_محوري عنايت براستقلال                                                   دانش آموزان(خودمختاري)است.ماسعي مي كنيم باتلفيقي ازاين دوروش بتوانيم دانش آموزان رابه پيروي ازخواسته هاوانتظارهاي اصولي معلم ووالدين خويش تشويق وترغيب نماييم .براي اين كه توازني ميان انگيزش دروني وبيروني دانش آموزان ايجاد شودماسعي خواهيم كردتشويق هاوتنبيه هاي رايج راكنارگذاشته وراهي نو براي ايجادعلاقه براي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پيداكنيم.

 

 

 

توصيف وضعيت موجود

         يكي ازدشواري هاي انگيزشي بااهميت درمدارس،وجوددانش آموزاني است كه خودراخودگردان وخودمختارنمي دانند.معلماني كه بيش ازاندازه دستورمي دهند،اين امرراتشديدمي كنند.دانش آموزان دراين مورد به يكي ازسه طريق زير عمل مي كنند:برخي آشكارامقاومت مي كنند.آن هاازاطاعت ازتقاضاهاي نمادقدرت امتناع                                               مي كنند.(رفتارضدقدرت/همسال گرا).برخي ديگرازطريق همانندسازي خودرابانمادقدرت پاسخ مي دهند.آن هابراي جلب توجه واحترام شخصي به شدت تلاش مي كنند(رفتارتوجه طلب/وابسته به قدرت).امابيشتردانش آموزان طريق انفعال راپيش مي گيرند.آن هاباتقاضاهاي نمادقدرت                   كم ترين پيروي رادردرون دارند،اماهيچ شوروشوقي دركارخودنشان نمي دهند(رفتارمنفعل/مطيع).معلمان مي بايددرمقابله بااين دانش آموزان بياموزندكه چگونه ادراك آن هاراازكنترل شخصي افزايش دهند(اسپالدينگ،1377،ص170).

        درمدرسه ي مانيزچنين وضعيتي حاكم بودبرخي ازدانش آموزان ازتقاضاهاي معلمان براي پيشرفت تحصيلي امتناع مي كردندوبعضا"آشكارامقاومت مي كردند،بعضي راه انفعال راپيش مي گرفتند؛روزي نبودكه معلمان دانش آموزي رابه خاطروضعيت درسي ضعيف به دفترمدرسه فرستاده نباشند.من به عنوان مديرمدرسه هميشه دراين فكربودم كه چگونه                       مي شوددردانش آموزان ايجادعلاقه كردتا پيشرفت تحصيلي آن هابهبوديابد.

 

روش هاي گردآوري اطلاعات

       براي اين منظورجلسه اي راباشوراي معلمان،دانش آموزان،انجمن اولياومربيان ترتيب دادم كه ماحصل بحث دراين شوراها«ايجادانگيزه دردانش آموزان» بود؛حالاهركسي به طريقي براي افزايش انگيزه ي دانش آموزان نظرمي داد.درمشورت باسايرمديران مدارس هم درمورد انواع مشوق هاوانگيزش هاتبادل نظرشد.

 

راهكارهاي ايجادانگيزه دردانش آموزان وتأثيرآن درپيشرفت تحصيلي

      1-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و نوجوان يادبگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد ، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .

2- دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود . 

3- تجربه و تماس مستقيم با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند يادبگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .

4- اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .

5- اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و … دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد .

6- در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و …

7- بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .

8- تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكاليف يكنواخت بايد پرهيز كرد و به عبارتي تكاليف بايد خاصيت برانگيختگي داشته باشند .

9- مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .

10- تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت

11- استفاده از نمرات و آزمون ها براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان(سالخي،1388).

12_ قدردانی از کار دانش آموز اورا به کوشش و تلاش بیشتر و دلبستگی به درس وادار خواهد نمود .

 

تجزيه و تحليل داده ها

    ازتجزيه وتحليل داده هامعلوم شدكه انگيزش ها چه دروني وچه بيروني بايدپيشرفت دانش آموزرامدنظرقراردهدنه اين كه فقط دانش آموزبااستعدادوداراي ضريب هوشي بالا، چون اعتقادبراين بودكه مامي خوستيم اكثردانش آموزان به پيشرفت تحصيلي محسوسي برسندوهدف نخبه پروري نبود.

 

ويژگي راه پيشنهادي براي تغيير

       بخش عمده اي ازنقش معلمان،ايجادمحيطي امن،اعتمادبخش وحمايت آميزاست كه باابرازعلاقه،توجه وملاحظه ي خالصانه به هردانش آموز،به وجودمي آيد.يافته هاي پژوهشي نشان مي دهندكه بخشي ازضرورت هاي ايجادفضاي امن ومطمئن براي دانش آموزان،برساخت هاي غيررقابتي_مشاركتي_وآن نوع اهداف آموزشي تأكيدداردكه مقايرباساخت هاي رقابت آميزاست.تحقق اهداف نبايدبه صورتي باشدكه دربازي يادگيري برخي ازدانش آموزان برنده وبرخي ديگربازنده باشند.درافزايش فضاي امن وحمايت آميز،برجسته كردن ارزش فضيلت هاي دانش آموزان،همراه بامهارت ها،وتوانايي هاي منحصربه فردشان وارزش فرآينديادگيري وتكاليف يادگيري،اهميت دارد.پاداش دادن به فضيلت هاي دانش آموزان وتشويق آن هابه دادن پاداش به خودواحساس غرورنسبت به فضيلت هاي خويشفمنجربه ايجادفضايي مي شودكه هردانش آموزدرآن احساس «موردتوجه »بودن مي كند(مك كومبزوپاپ،1388،ص45).

         نقش مابه عنوان برانگيزاننده،دربردارنده ي رشدفزاينده ي احساس مثبت دانش آموزنسبت به خودوايجادانگيزه يادگيري به عنوان يك عامل مهم،خلاقانه وهماوردجويانه است،زيرايادگيري امري فعال وهدفمنداست ومابراي اين كارنيازبه راهبردهايي داريم كه باتشويق فعالانه،رفتاروافكارهدفمنددانش آموزان رابه كارگيرد.هم چنين،دانش آموزان براي درك              توانايي هايشان،وبراي ايجادنگرش هاي مثبت وتغييرنگرش ها،وباورهاي منفي كه نسبت به خودويادگيري دارند،به كمك مانيازمندند(همان منبع).

        بااين رهنمودها،ويژگي راه پيشنهادي براي ايجاد تغييراين بودكه موفقيت دانش آموزان به تلاش آن هانسبت داده وهم چنين دانش آموزان راتشويق مي كرديم تاموفقيت هايشان رابه توانايي هايشان نسبت دهند تاآن هاپله به پله نردبان ترقي رابپيمايندوبااين ترفندما                           مي توانستيم حتي اعتمادبه نفس دانش آموزان  خيلي ضعيف ازنظردرسي رابهبودبخشيم.

 

 

چگونگي اجراي تغييرپيشنهادي

      تجارب علمي،اين ضرب المثل معروف را«كه هيچ عاملي به پيروزي وموفقيت انسان به                   اندازه ي خودموفقيت وپيروزي،مددنمي رساند»تأييدنمي كند.بشرآن گاهدرعمل ورفتارخويش كوشش نشان مي دهدكه درآن عمل،احساس موفقيت وكاميابي نمايد.اگرمعلمي بخواهدشوق وعلاقه ي مداومي درشاگردانش به وجودآيدبايدگام به گام،موفقيتي راكه احرازكرده اندبه آنان ابرازكند(شكوهي يكتا،1376،ص161).

         منظورازموفقيت اين نيست كه بلافاصله شاگردان به هدف نهايي خوددست يابند،بلكه منظورازآن،پيشرفت تدريجي به سوي هدف مطلوب مي باشد.لذادرمدارس پيشرفته،شناسنامه ي خاصي تهيه مي شودكه هفته به هفته ياماه به ماه كمِّ وكيف پيشرفت وفعاليت شاگردان رادرآن ثبت وضبط مي كنند(همان منبع،ص162).

           براي اين منظورماكارت هايي را(باطرح رنگي وپرس شده) صورت ذيل طراحي كرديم.ودرجلسه شوراي معلمان تصويب شدكه معلمان باصلاح ديد خودشان هرتلاش روبه جلوارزش مند ازدانش آموزدرزمينه ي فعاليت هاي ياددهي ويادگيري،انضباطي رامشاهده نمودنديكي ازاين كارت ها رادرحضوردانش آموزان وباتحسين فعاليت دانش آموزبه وي تقديم نمايندودانش آموزان هم باجمع آوري 5عددازازاين كارت هاازبانك جوايزدفترمدرسه ،خودشان جايزه انتخاب كنند.

 

کارت تلاش آفرین

 

 

 

 

کارت تلاش آفرین

 

 

 

 

 

 

 

 


چگونگي نظارت برراه حل جديد

  مربي پرورشي وخودم هرهفته يك بارازكلاس هابازديدمي كرديم ودرموردنحوه ي اجراي برنامه بادبيران،معلمان ومسئول كميته ي علمي_فرهنگي شوراي دانش آموزي بحث وتبادل نظر          مي كرديم وهم چنين كارشناسان اداره ي متبوع هم ازنحوه ي فعاليت هاي ياددهي _يادگيري درمدرسه، هرماه بازديدمي نمودند.

 

چگونگي ارزيابي ازراه حل جديد

    نظربه اين كه اين موردپيشنهادي بعدازامتحانات نوبت اول درمدرسه به اجرادرآمد،  براي ارزيابي ازراه حل جديد،معدل نمرات نوبت اول دانش آموزان بانوبت دوم مقايسه شد كه پيشرفت قابل محسوس دراين مورد ملاحظه شد.وهمچنين درطول برنامه دبيران ومعلمان ازپيشرفت تحصيلي قابل توجهي به خصوص دردانش دآموزان ضعيف ازنظر تحصيلي گزارش مي دادند.

 

 

 

تصميم نهايي

    هدف من دراين اقدام پژوهي شناسايي وتشريح برخي ازاصول كلي آموزشي بود،كه معلمان بااستفاده ازآن هابتوانندعلاوه برانگيزش بيروني انگيزش دروني دانش آموزان راافزايش بخشند.اصل اول اين كه محيطي دركلاس ايجادشود،كه قابل پيش بيني باشد،دانش آموزبايدبداندكه طرح هاي معلم براي آينده چيست،تابتواندبه خوبي بردشواري هاپيروزشود.اصل دوم عبارت ازبرقراري توازن ميان فعاليت هاي آسان ودشواراست.دانش آموزان بايدباكارهاي آسان تواناييهاي خودرابروزدهندوباكارهاي دشوارتوانايي هاي جديدي كسب كنند.اصل سوم عبارت ازتأمين حمايت آموزشي لازم براي دانش آموزان است،بدون آن كه ادراك كنترل آن هاآسيب ببيند.

        تنهاگوينده دركلاس نبايدمعلم باشد،بلكه با             سرمشق دهي،خردكردن هدف وتقسيم كارمي تواندبه نتايج مطلوب برسد.اصل چهارم عبارت ازفرصت انتخاب وياكنترل بر يادگيري است،بي آن كه به ادراك كفايت دانش اموزلطمه اي واردآيد.كسب موفقيت درتمامي انتخاب هاآسان نيست.مي توان دانش آموزاني راكه درانتخاب هاي مفيدبامشكل مواجه مي شوند،تشويق كردتاانتخاب هاي ساده تري داشته باشند،وبرعكس مي توان دانش آموزان به جانب انتخاب هاي دشوارترسوق داد.اصل پنجم ،عبارت ازمقايسه ي عملكردكنوني وپيشين دانش آموزان ويامقايسه بامعيارهاي تعيين شده است.دانش آموزان رانبايدباهم مقايسه كرد،بلكه عملكردآن هارابايدبامعيارهاي موفقيت مقايسه نمود.سرانجام اصل ششم عبارت ازچگونگي به كارگيري فعاليت هاي جذاب وبديع است(اسپالدينگ،1377،ص47).

         بااين رهنمودهاوتواصيف تصميم نهايي برآن شدكه اولا"معدل دانش آموزان درنوبت اول بانوبت اول سال گذشته مقايسه شودوهمچنين كارت تلاش آفرين براي دانش آموزان                            تلاش گرصادرگردد.وصف اين شوروهيجاني كه دربين دانش آموزان اتفاق افتاده بودغيرقابل توصيف بودوانصافا"هم معلمان وهم دانش آموزان براي بهبودپيشرفت تصيلي تلاش مضاعف مي كردند.

 

 

پيوست ها

 

 

   نمودار شماره2_مقايسه معدل نوبت اول ودوم دانش آموزان مدرسه خليج فارس وشهيدباهنر

 

                 فهرست منابع

 

1- اسپالدينگ،چريل ال،1377،انگيزش دركلاس درس،ترجمه ي محمرضانائينيان واسماعيل بيابانگرد،تهران،انتشارات مدرسه

سالخي، مردمحمد،1388،راه هكارهاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان و تاثير آن در پيشرفت تحصيلي،بازيابي شده



[1]- Teacher-centered classrooms

[2] -Student- centered classrooms

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:28  توسط ایوب مقصودی  |